اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٦٧ - علم و معلوم ارزش معلومات
علم با تقسيم اولى منقسم است به علم تصورى و تصديقى- علم تصورى علمى است كه مشتمل بحكم نيست- مانند صورت ادراكى انسان تنها- اسب تنها درخت تنها- علم تصديقى علمى است كه مشتمل بحكم بوده باشد- مانند صورت ادراكى چهار بزرگتر از سه است- امروز پس از ديروز است انسان هست ما در هيچ موردى سراغ نداريم- حتى در مورد سراب و آب- كه محسوس به هيچ وجه وجود نداشته باشد- و در عين حال ما وجود چيزى را احساس كنيم- پس مدعاى سوفسطائيان عدم وجود دنياى خارج- با اين بيان ثابت نشد- .
٢-حس بخودى خود خطا نمىكند- در مواردى كه گفته مىشود حس خطا كرده است- واقعا خطا در حس احساس مجرد نيست- بلكه خطا در حكم است- يعنى خطا وقتى وقوع پيدا مىكند- كه ذهن در مقام قضاوت بر مىآيد- و حكم مىكند كه اين او است- و الا خود حس كه منشا اصلى تمام معلومات است- خطا بردار نيست- .
٣-در موارد نامبرده خطا نه در حس است و نه در حكم- يعنى هيچ قوهاى از قواى ادراكى انسان- در كار مربوط بخود خطا نمىكند- هر يك از خطاها را كه در نظر بگيريم- پس از دقت معلوم مىشود كه خطاى حقيقى نيست- بلكه كار مربوط به قوهاى را به قوه ديگر نسبت دادهايم- پس وقوع خطا بالعرض است نه بالذات- و اين همان پاسخى است كه به تفصيل- در متن مقاله بيان شده است- .
٤-در موارد نامبرده اصلا خطائى در كار نيست- نه در حس و نه در حكم- نه بالعرض و نه بالذات بلكه حقيقت است- زيرا حقيقت همواره نسبى است- و موارد مختلفى كه بغلط خطاى حواس ناميده شده است- يك حقيقت از حقائق نسبى است- و اين اشتباه از آنجا پيدا شده است- كه حقيقت را مطلق پنداشتهاند از اين جهت- بعضى از موارد ادراكات حسى را خطا ناميدهاند- ولى با توجه به اينكه حقيقت هميشه و همه جا نسبى است- اين اشتباه خود بخود رفع مىشود- .
اين پاسخى است كه نسبيون جديد- و طرفداران ماترياليسم ديالكتيك ميدهند- و عن قريب به تفصيل بيان و انتقاد خواهد شد