اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣ - مقدمه
توجه بود كمتر توجه مىشود- و در عوض يك عده مسائل جديد- كه كمتر مورد توجه قدما بود مطرح مىشود- .
در اروپا از زمان دكارت تا عصر حاضر- مكاتب فلسفى گوناگونى پديد آمده- هر دسته پيرو يك مكتب خاصى شدهاند- برخى به فلسفه تعقلى پرداختهاند- و برخى ديگر از دريچه علوم تجربى به فلسفه نظر كردهاند- بعضى مسائل فلسفه اولى و حكمت الهى را- قابل بحث و تحقيق دانسته- و در اين زمينه آراء و نظرياتى ابراز داشتهاند- و بعضى ديگر مدعى شدهاند- كه اساسا بشر از درك اين مسائل عاجز است- و آنچه تا كنون نفيا يا اثباتا در اين زمينه- گفته شده بلا دليل بوده است- گروهى در عقايد خود الهى شدهاند و گروهى مادى- .
روى هم رفته در آن فنى كه از قديم بعنوان فلسفه حقيقى- يا علم اعلى شناخته شده است- يعنى فن تحقيق در نظام كلى عالم و توضيح سراپاى هستى- در اروپا چه در قرون وسطى و چه در دوره جديد- پيشرفت قابل ملاحظهاى حاصل نشده است- و يك سيستم قوى و قانع كنندهاى- كه فلسفه را از تشتت و تفرق و پراكندگى- نجات بخشد بوجود نيامده و همين امر موجب- پيدايش مشربها ضد و نقيض در اروپا شده است- و آنچه هم از تحقيقات اروپائى قابل ملاحظه- و شايسته تحسين و تمجيد است- و بنام مسائل فلسفى معروف است- در حقيقت مربوط به فلسفه نيست- بلكه مربوط به رياضيات يا فيزيك يا روانشناسى است- .
و الحق بايد انصاف داد فلاسفه اسلامى- كه بيشتر همت خويش را صرف تحقيق در اين فن كردهاند- خوب از عهده اين كار برآمدهاند- و فلسفه نيمه كاره يونان را تا حد زيادى جلو بردهاند- و با آنكه فلسفه يونان در ابتداء ورود- در حوزه اسلامى مجموعا بيش از دويست