اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٨٣ - خلاصه نظريه ماديين جديد
حس گفته شد- در مورد فكر نيز جارى است- و از اين بيان حصول نتيجه هاى زيرين روشن است- ١-حقيقت غير از واقعيت است- پاسخ ما در مقاله ٣ روشن كرديم- كه ادراكات خواص عمومى ماده- و از آن جمله خاصيت تغيير را ندارند- و با آنكه مغز با جميع محتويات خود- در طول عمر يكنفر چندين بار عوض مىشود- ممكن است افكار شخص- در تمام اين مدت ثابت و پابرجا باقى بمانند- و اين خود دليل است- كه افكار در ماده جايگزين نيستند- .
در اينجا اضافه مىكنيم- اگر فرضا افكار در ماده مغز جايگزين باشند- و به همراه ساير اجزاء طبيعت- سير استكمالى داشته باشند- اين نوع از تكامل افكار را نمىتوان- جزء قوانين مخصوص منطق- و متود تفكر بشمار آورد- زيرا بديهى است اين تغيير و تبدل- قانون جبرى و ضرورى طبيعت است- و اگر فكر از خواص مغز و جزء طبيعت باشد- جبرا تغيير خواهد كرد و در اين خاصيت- افكار و ادراكات همه انسانها- بلكه همه حيوانها مساوى خواهند بود- و قهرا مفاهيم ذهنى همه انسانها خواه مادى باشند- و خواه الهى داراى تغيير تكاملى خواهند بود- ماديين نمىتواند اين خاصيت را- تنها طرز تفكر مخصوص خود بدانند- و بعنوان اسلوب و متود خاص منطق خود بشمار آورند- زيرا چنانكه ميدانيم- قواعد و قوانين منطق قواعدى است دستورى- و با قواعد فلسفى و علمى فرق مىكند- قانون فلسفى و قانون علمى ساير علوم- از يك واقعيت عينى خارجى حكايت مىكند- اما قانون منطقى متود و روش فكر كردن را مىآموزد- و دستور طرز تفكرى كه به نتيجه مىرساند مىدهد- و از اين جهت شبيه قانون اخلاقى است- كه از واقعيتى حكايت نمىكند- بلكه صرفا دستور عمل نيكو مىدهد- .
علم اخلاق دستور عمل صحيح مىدهد- و منطق دستور فكر كردن صحيح را- و چون اين دو علم دستورى هستند- بكار بستن آنها منوط به اراده اشخاص است- افراد مىتوانند طبق آن دستورات رفتار بكنند- و مىتوانند رفتار نكنند- و از اينجا تفاوت بين اشخاص پيدا مىشود- .
اما يك قانون فلسفى مثل قانون حركت- يا يك قانون فيزيكى مثل قانون ثقل- بر همه افراد بيك نحو حكومت مىكند- .
پس اگر روح و خواص روحى- و از آن جمله تفكر مادى و متغير باشند-