اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٣ - مقدمه
مورد آلهه- و ارباب انواع داشتهاند- .
بخنر از هرقليطوس نقل مىكند- كه اصل عالم آتش است كه گاهى در حال اشتعال است- و گاهى فرو مىنشيند و اين يك بازى است- كه ژوپيتر يكى از خدايان همواره با خود مىكند - .
البته ترديدى نيست كه كلمات اين دانشمندان- خالى از رمز نيست و نمىتوان به مقصود حقيقى حمل نمود- .
صدر المتالهين در اواخر جلد دوم اسفار - كلماتى از ثاليس و انكسمايس و انكساغورس - و انباذقلس و افلاطون و ارسطو و ذيمقراطيس - و ابيقورس [ اپيكور ]و عده ديگر نقل مىكند و مدعى است- كه كلمات پيشينيان مشتمل بر رموز و لغزها بوده- و ناقلين مقصود حقيقى را درك نكردهاند- و خود مشار اليه كلمات آنها را به مدعاى خود- در مسئله حركت جوهريه و حدوث عالم تاويل مىكند- .
ادلهاى كه معمولا بر مادى بودن- عدهاى از قدماء يا متاخرين اقامه مىشود- مطالبى است كه ارتباطى با اين مسئله ندارد- از قبيل اعتقاد به ماده المواد و ماده اصلى- يا تعليل حوادث طبيعت به علل طبيعى- يا اعتقاد به اينكه نظام هستى- يك نظام وجوبى و ضرورى است- يا اعتقاد به اينكه هيچ شىء از لاشىء بوجود نمىآيد- و يا اهميت دادن به منطق تجربى- در تحقيق مسائل طبيعت و امثال اينها- .
ماديين در اثر عدم تعمق در مسائل الهى- پيش خود گمان مىكنند كه مسائل بالا منافى- با اعتقاد به عالمى ما وراء عالم طبيعت است- و از اينرو هر كسى كه تفوه به يكى از مسائل فوق كرده است- او را در جرگه ماديين بشمار آوردهاند- و با اينكه خود آن اشخاص تصريح مىكنند بخلاف- باز ماديين دست بردار نيستند- .
بعضى از غير ماديين از نويسندگان- تواريخ فلسفه و نويسندگان انسيكلوپدىها- نيز همين اشتباه را كردهاند- .