ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩١ - شأن نزول
بيان آيه ٥٧
قرائت
و الكفار: اهل بصره و كسايى اين كلمه را به جر و ديگران به نصب خواندهاند.
نصب بنا بر اين است كه عطف بر «لا تتخذوا الذين» و جر بنا بر اين است كه عطف بر «من الذين اتوا ...» باشد.
هزواً: زجاج گويد: اين كلمه را به چهار صورت مىتوان قرائت كرد:
١- هزءاً بدو ضمه و همزه- كه اصل است.
٢- هزواً به دو ضمه واو بجاى همزه كه بخاطر ضمه ما قبل، تبديل شده.
٣- هزء، به سكون زاء و همزه. اين سه وجه، خوب است و قرائت ميشود. وجه ديگرى هم جايز است لكن قرائت نشده، و آن «هزا» مثل «هدى» مىباشد.
لغت
هزو: سخريه و استهزاء. خداوند مىفرمايد:(وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ) (انعام ١٠: پيامبران پيش از تو، مورد استهزا واقع شدند) شاعر گويد:
|
الا هزئت و اعجبها المشيب |
فلا نكر لديك و لا عجيب |
|
يعنى: آگاه باش، او مسخره كرد و پيرى او را به شگفت در آورد، اين كار پيش تو ناپسند و عجيب نيست! لعب: چيزى را ببازى گرفتن و آن را بصورتى ناحق در آوردن و راه ناصواب پيمودن.
شأن نزول
ابن عباس گويد: زيد بن تابوت و سويد بن حرث، اظهار اسلام كردند ولى در صف منافقان قرار داشتند. گروهى از مسلمانان با آنها دوستى ميكردند. از اينرو آيه نازل شد.