ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٢
كه نهرها از زير آنها جارى است و هميشه در آنجا خواهند بود.
(رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ): خداوند از كردار آنها راضى است و آنها از پاداش او راضى هستند.
(ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ): اين است رستگارى بزرگ كه بر اثر پاداش الهى نصيب آنها مىشود. حسن گويد: يعنى به بهشت رستگار و از دوزخ رها شدند. اكنون خداوند درباره عظمت قدرت و وسعت قلمرو حكومت خود، مىفرمايد:
(لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما فِيهِنَ): بمنظور تنزيه خود از آنچه مسيحيان ميگفتند، مىفرمايد: خدا كسى است كه حكومت آسمانها و زمين بدست اوست.
بنا بر اين چگونه ممكن است كسى با او برابر و در خداوندى رقيب او باشد؟! برخى گفتهاند: اين جمله، پاسخى است از سؤال مقدر. مثل اينكه سؤال شده است. اين رستگارى بزرگ را چه كسى به آنها داده است؟ پاسخ مىدهد: كسى كه چنين است.
در اينجا آسمانها و زمين را مفرد آورده است، تا شان آسمانها را عظمت بخشد.
(وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ): او كسى است كه موجودات را از نيستى بهستى مىآورد و موجودات را از هستى بديار نيستى مىبرد. اين است قدرت بىپايان او! جبايى گويد: يعنى هر چه كه وجود آن ممكن باشد، خداوند بر آن قادر است. مثل:
(اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ) (رعد ١٦: خداوند بر هر چه كه وجود آن ممكن باشد، قادر است.)
|
در ميان قوم موسى چند كس |
بى ادب گفتند كو سير و عدس |
|
|
منقطع شد خوان و نان از آسمان |
ماند رنج زرع و بيل و داسمان |
|
^^^\s(ُ باز عيسى چون شفاعت كرد حق\z خوان فرستاد و غنيمت بر طبق\z)\E
|
باز گستاخان ادب بگذاشتند |
چون گدايان زلهها برداشتند |
|
|
لا به كرد عيسى ايشان را كه اين |
دايم است و كم نگردد از زمين |
|
|
بد گمانى كردن و حرص آورى |
كفر باشد پيش خوان مهترى |
|
|
ز آن گدا رويان ناديده ز آز |
آن در رحمت بر ايشان شد فراز |
|