ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٥ - مقصود
بيان آيه ٥٩
لغت
نقم: انكار. فعل آن بصورت «نقَم ينقم» و «نقم ينقم» استعمال شده، لكن مشهورتر است. عبد الله بن قيس گويد:
|
ما نقموا من بنى امية الا |
انهم يحلمون ان غضبوا |
|
يعنى: كار بنى اميه را مورد انكار قرار ندادند مگر بخاطر اينكه آنها بوقت غضب بردبارى مىكنند.
علت اينكه: كيفر را «نقمت» گويند اين است كه در مقابل عمل منكر، واجب است.
اعراب
(أَنَّ أَكْثَرَكُمْ فاسِقُونَ): در محل نصب و عطف بر مستثنى است. يعنى «هل تنقمون منا الا ايماننا و فسقكم»
شأن نزول
گويند: جمعى از يهوديان نزد پيامبر گرامى آمده، از او پرسيدند كه به كداميك از پيامبران خدا ايمان دارد. فرمود: بخدا و قرآن و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و ... نازل شده است ايمان دارم و در برابر خداوند تسليم. وقتى كه نام عيسى را برد، گفتند:
- بخدا، اهل هيچ دينى را در امور دنيا و آخرت، گمراهتر از شما نديدهايم و هيچ دينى بدتر از دين شما نيست.
به همين مناسبت، اين آيه و آيات بعد آن نازل گرديد.
مقصود
اكنون خداوند، پيامبر خود را امر مىكند كه با ايشان ببحث پردازد. از اينرو