ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٨ - مقصود
لغت
عثر: از «عثور» اطلاع يافتن بر چيزى مثل(وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ) (كهف ٢١:
و اينطور بر آنها اطلاع يافتيم) اصل اين كلمه، به معناى افتادن و خوردن به چيزى است، اعشى گويد:
|
بذات لوث عفوناة اذا عثرت |
فالتّعس اولى بها من ان يقال لعاً |
|
يعنى شتر نيرومندى كه بر زمين افتد، هلاك شدن برايش بهتر از بلند كردن است.
استحقاق: مستوجب و سزاوار بودن «استحق عليه» يعنى بر او حقى و ملكى پيدا كرد.
شأن نزول
گويند:
- وقتى كه آيه قبل، نازل شد، پيامبر نماز عصر را خواند و تميم و عدى را احضار كرد و در كنار منبر، آنها را سوگند داد كه:
- از مال ميت چيزى بر نداشته و حقيقت را كتمان نكردهاند.
سپس آنها را آزاد كرد. پس از مدتى ورثه، اطلاع پيدا كردند كه ظرف نقره نقش دارى در نزد آنهاست و از ميت بود. آنها ادعا كردهاند كه از وى خريده و فراموش كردهاند كه به ورثه اطلاع دهند. بار ديگر آنها را نزد پيامبر آوردند و آيه نازل شد.
در اين وقت، دو تن از اولياى ميت: عمرو بن عاص و مصعب بن ابى وداعه سهمى، سوگند ياد كردند كه آنها خيانت كردهاند و ظرف را از آنها گرفتند.
بعد از آنكه تميمدارى مسلمان شد، مىگفت: خدا و رسولش راست گفتند. من ظرف نقره را برداشته بودم. اكنون توبه ميكنم.
مقصود
اكنون خداوند متعال، حكم خيانت دو وصى يا دو شاهد را بيان كرده، مىفرمايد:
(- فَإِنْ عُثِرَ عَلى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً): ابن عباس گويد: اگر ظاهر شد كه دو شاهد، با