ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٦ - مقصود
آنان را زايل كرد و نگاه و تامل دوم، درباره كارهاى زشت آنان و خوددارى از تدبر در دلائل خداوند است. بار ديگر براى اثبات گمراهى ايشان، مىفرمايد:
(- قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً): بآنها بگو: چرا در برابر كسى نيايش مىكنيد كه قدرتى بر سود و زيان شما ندارد؟! زيرا تنها خداوند يا كسى كه از طرف او باشد، چنين قدرتى دارد. در برابر كسى بايد نيايش و كرنش كرد كه بر اصول نعمتها و سود و زيان و آفرينش و حيات بخشى و روزى قادر باشد. بديهى است كه جز خدا كسى بر اين امور، قادر نيست. بنا بر اين جز او كسى شايسته پرستش نخواهد بود.
(وَ اللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ): خداوند سخنان شما را مىشنود و به اسرار باطنى شما داناست. بدينترتيب آنها را بكيفر خود تهديد و براى توبه، ترغيب مىكند.
(قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ): اكنون آنها را به ترك غلو، دعوت مىكند و خطاب متوجه مسيحيان است. برخى گفتهاند: خطاب متوجه يهوديان نيز هست، زيرا آنان نيز در تكذيب حضرت عيسى و حضرت محمد ٦ غلو كردند.
(لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ): از حدى كه خداوند معين كرده است، تجاوز نكنيد و به افراط و تفريط نگرائيد. بديهى است كه هر دو جانب افراط و تفريط، فساد و دين خدا حد وسط ميان آن دوست.
(غَيْرَ الْحَقِ): اى اهل كتاب، با تجاوز از حق، در دين خود غلو نكنيد كه از دسترسى بحق محروم خواهيد شد. بنا بر اينكه خطاب متوجه يهوديان و مسيحيان هر دو باشد، غلو مسيحيان درباره عيسى، ادعاى خدايى او و غلو يهوديان درباره عيسى تكذيب او و نسبت زشت زنا زاده باو دادن است.
(وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا): ابن عباس گويد: هر هواى نفسى، گمراهى است.
منظور از «قوم» يهوديانى و مسيحيانى است كه پيش از عصر پيامبر مىزيسته و پيشوايان گمراهى بودهاند. اين آيه، خطاب به معاصران پيامبر است. آنها را از اينكه پيرو هوى و هوس و مذاهب باطل نياكان خود باشند و كور كورانه از آنها تقليد كنند، منع