ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٣ - مقصود
(بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ): در اينجا خداوند متعال خبر مىدهد به اينكه: كافران دوست يكديگرند و يكديگر را در مقابل مسلمانان يارى مىكنند.
اين جمله دلالت دارد بر اين كه: اهل كفر، همگى تابع كيش واحدى هستند و از لحاظ ارث، يك ملت به حساب مىآيند، زيرا قرآن كريم، آنها را اولياى يكديگر دانسته است. امام صادق (ع) فرمود: «اهل دو ملت، از يكديگر ارث نمىبرند ما از ملتهاى ديگر ارث مىبريم ولى آنها از ما ارث نمىبرند»( وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ): كسانى كه از شما، از آنها كمك بخواهند و آنها را ياران خود پندارند، مثل ايشان كافر هستند. اين معنى از ابن عباس است. يعنى بايد حكم اهل كتاب را از لحاظ وجوب لعن و بيزارى جستن از آنها و اهل دوزخ بودن، بر ايشان جارى كرد.
(إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ): خداوند مردم ظالم را بخاطر كفر و استحقاق عذاب هميشگى، براه بهشت هدايت نمىكند. بلكه آنها را براه جهنم هدايت مىكند. اين معنى از ابو على جبايى است و بقولى: يعنى خداوند حكم مؤمنان را- از لحاظ مدح و ثنا و يارى بر دشمنان- بر آنها جارى نمىسازد.
(فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ): ابن عباس گويد: يعنى مىبينى كسانى را كه در دلهايشان مرض شك و نفاق است- مثل عبد اللَّه بن ابى- در دوستى و مشاوره يهود، شتاب مىكنند. برخى گويند: يعنى در همكارى با آنها بمنظور زيان رسانيدن به مسلمين، شتاب مىورزند. كلبى گويد: در دوستى يهوديان و مسيحيان نجران شتاب مىكنند، زيرا از وجود آنها منافعى بدست مىآوردند.
(يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ): مجاهد و قتاده و سدى گويند: يعنى سخن آنها اين است كه: دولت و قدرت بدست دشمنان مسلمين بيفتد و ما بيارى ايشان احتياج پيدا كنيم. كلبى گويد: يعنى مىترسيم كه حوادث روزگار ما را دچار سختى و قحطى كند و آنها بما مواد غذايى نرسانند.
(فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ): سدى گويد: يعنى شايد خداوند مكه را براى مسلمانان