ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧ - اعراب
بيان آيه ٣٨- ٣٩- ٤٠
اعراب
(السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ): سيبويه و بسيارى از علماى نحو گويند(السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ) به تقدير: «و فيما فرض عليكم السارق و السارقة» (يعنى حكم السارق و ...) مرفوع شدهاند. نمونههاى ديگر آن:(الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا) (نور ٢) و همچنين(وَ الَّذانِ يَأْتِيانِها مِنْكُمْ فَآذُوهُما) (نساء ١٦) ميباشد.
سيبويه ميگويد: در اين موارد عرب نصب مىدهد. لكن عموم اهل تسنن به رفع خواندهاند. تنها عيسى بن عمر به نصب قرائت كرده است.
ابو العباس مبرد گويد: بايد به رفع خواند، زيرا نظر به شخص معينى نيست.
درست مثل اين است كه گفته شود: «من سرق فاقطع يده» و «من زنى فاجلده» زجاج گويد همين قول صحيح است، علت اينكه بر سر خبر «فاء» در آمده، همان شرط مقدر است. ميگويند در قرائت ابن مسعود «السارقون و السارقات فاقطعوا ايمانهم» آمده است.
علت اينكه «ايدى» را جمع آورده، نه مثنّى، اين است كه: مقصود قطع دست راست هر زن و مرد دزدى است. بديهى است كه هر كسى بيشتر از يك دست راست ندارد.
فراء گويد: اعضاى بدن، هر وقت به مثنى يا جمع، اضافه شوند، به لفظ جمع مىآيند مثل: «رؤوسهما، ظهورهما، بطونهما» و در قرآن كريم،(إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما) (تحريم ٤) وى اضافه مىكند كه: علت جمع آوردن اين است كه اكثر اعضاى بدن، زوج هستند، بنا بر اين وقتى كه اضافه به مثنى و جمع شوند، حتماً بيشتر از دو تا خواهند بود. در مواردى هم كه اعضا به