ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٩ - مقصود
احبار علماى برگزيده هستند (بقول زجاج) ابن عباس گويد: يعنى ربانيون و احبار نيز به كتاب خدا كه پيش آنان وديعه بود حكم مىكردند. جبايى گويد: يعنى امر شده بودند كه كتاب را حفظ و به آن عمل و از تضييع آن جلوگيرى كنند.
(وَ كانُوا عَلَيْهِ شُهَداءَ): ابن عباس گويد: يعنى آنها گواه بودند كه حكم پيامبر به رجم زناكار، در تورات ثابت است. عطا گويد: يعنى آنها گواه بودند كه كتاب تورات از جانب خداوند بيهمتاست.
(فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ): اى علماى يهود، در اظهار صفات پيامبر و بيان حكم رجم، از مردم نترسيد، از من بترسيد و آن را كتمان نكنيد. اين معنى از سدى و كلبى است.
حسن گويد: خطاب به پيامبر اسلام و امت اوست. يعنى هرگز در اقامه حدود نسبت به كجروان، ترسى نداشته باشيد. از من بترسيد و امر مرا ترك نكنيد كه سود و زيان همه در دست من است.
(وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا): اى علماى يهود، در عوض حكمى كه در تورات بر موسى نازل كردهام عوضى ناچيز نگيريد و آن را زير پا نگذاريد.
بدينترتيب، خداوند آنها را از تعيير احكام تورات و گرفتن مال و خوردن «سحت» منع مىكند.
(وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ): كسى كه حكم خدا را مخفى كند و حكم سنگسار زناكار و قصاص قاتل را تغيير دهد.
(فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ): در اين باره اختلاف است. ابن مسعود و حسن و ابراهيم، بظاهر آن حكم كنند. ابن عباس گويد: مخصوص كسى است كه منكر حكم خدا شود.
جبايى گويد: تنها مخصوص يهود است، او مىگويد: خوارج نمىتوانند به اين آيه استدلال كنند، زيرا به يهود اختصاص دارد. على بن عيسى قول اول را اختيار كرده است.
وى گويد:
هر كس بغير حكم خدا حكم كند و اين كار را حلال شمارد، كافر است. براء بن