ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤٢ - داستان
اين وقت عيسى به ماهى نظر افكند، ديد مثل وقتى است كه از آسمان نازل شده است.
پس از آن، در حالى كه بنى اسرائيل با چشمشان سفره را بدرقه مىكردند، به آسمان برگشت هر بيمارى از آن خورد، شفا يافت و هر مستمندى خورد، بىنياز شد.
حواريون و كسانى كه نخورده بودند پشيمان شدند. پس از آن، هنگام نازل شدن خوان آسمانى همه افراد، براى خوردن اجتماع مىكردند و بيكديگر زحمت مىرسانيدند. عيسى براى آنها نوبه گذاشت. اين خوان آسمانى تا چهل روز فقط شبها نازل مىشد. بعداً يك روز در ميان نازل شد و خداوند به عيسى وحى كرد كه اجازه دهد فقراء از آن بخورند نه اغنيا. اغنيا از اين دستور ناراحت و دچار شك و ترديد شدند و ديگران را هم به شك و ترديد انداختند. خداوند به عيسى وحى كرد كه:
- من شرط كردم كه اگر كسى بعد از نزول مائده كافر شد، چنان عذابش كنم كه احدى از مردم عالم چنان عذابى نديده باشند.
عيسى عرض كرد:
- آنها بندگان تواند. اگر خواهى عذابشان كن و اگر خواهى بلطف و كرمت آنها را عفو كن.
خداوند ٣٣٢ نفر از مردان آنها را كه شب در خانههاى خود در آغوش زنها آرميده بودند، بصورت خوك درآورد. اين خوكان ممسوخ در راهها و معابد گردش و از مدفوعات ديگران تغذيه مىكردند. مردم كه اين صحنه را ديدند، بحال آنان گريه كردند. افراد خانوادههاى آنها نيز شب و روز شيون مىكردند. سرانجام پس از سه روز هلاك شدند.
در تفسير اهل بيت : است كه: خوان آسمانى نازل مىشود و آنها بر سر آن جمع مىشدند و ميخوردند، سپس سفره به آسمان مىرفت طبقه اعيان و اشراف، تصميم گرفتند كه مستمندان را از شركت در اين سوره خدا داد منع كنند. خداوند نعمت را از آنها سلب كرد و آنها را بصورت بوزينگان و خوكان در آورد.