ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤٥ - اعراب
مىفرمود:
«بسم اللَّه ادفيك و اللَّه يشفيك من كل داء هو فيك من كل عين عاين و نفس نافس و حسد حاسد)
يعنى ترا بنام خداوند، محافظت مىكنم. خداوند ترا از هر چشم بد و حسد هر حسودى شفا مىبخشد. شاعر گويد:
|
يتقى اهلها النفوس عليها |
فعلى نحرها الرقى و التميم |
|
يعنى: خود را از چشمهاى بد حفظ مىكنند و بر گردن آنها دعاهاى لازم، آويخته است.
ديگرى گويد:
|
و اذا نموا صعدا فليس عليهم |
منا الخيال و لا النفوس الحسد |
|
يعنى: هر گاه رشد كنند، چشمهاى بد حاسدان متوجه آنها نيستند.
٥- غيب. مثل «لا اعلم نفس فلان» يعنى غيب و باطن او را نميدانم معناى آخر، با آيه مناسب است. برخى گفتهاند: نفس بمعناى عقوبت هم ميايد و به آيه(وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ) (آل عمران ٢٨: خدا شما را از كيفر خود ميترساند) رقيب: حافظ «رقيب القوم» يعنى نگهبان قوم.
شهيد: شاهد. ممكن است به معناى عليم (دانا) باشد.
اعراب
اذ: حقيقت اين كلمه، ظرف زمان گذشته است و در اينجا عطف است به سابق، بدينترتيب:(يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ ...) و ذلك اذ يقول يا عيسى ...» برخى گفتهاند: اين مطلب را خداوند هنگامى به عيسى گفت، كه او را به آسمان برد. بنا بر اين مربوط به گذشته است نه قيامت. سدى و بلخى چنين گفتهاند. لكن معناى اول صحيحتر است، زيرا بدنبال آن(يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ) (آيه ١١٩) آمده و پيداست كه منظور روز قيامت. علت اينكه به جاى فعل مستقبل، فعل ماضى بكار رفته: تحقق وقوع آن است. مثل(وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ) (اعراف ٤٤: اهل بهشت، دوزخيان را ندا مىكنند) و مثل:(وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ)