ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٦ - دلالت ديگر
بيان آيه ١٠٤
مقصود
اكنون خداوند متعال از حال كفارى كه: بحيره و ... را در ميان خود رواج و بدروغ، آنها را بخداوند نسبت دادند، مىفرمايد:
(وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا):
هر گاه به آنها گفته شود: بياييد از كتاب آسمانى، قرآن مجيد، پيروى و پيامبر خدا را تصديق و از راهنماييهايش استفاده كنيد، در جواب گويند: آداب و رسوم نياكانى ما براى ما بهتر است.
(أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ): سپس در صدد رد گفتار جاهلانه آنها بر آمده، مىفرمايد: آيا آنها از پدران مشرك و بت پرست خود پيروى مىكنند، اگر چه آنها از دين، بىخبر و گمراه باشند.
درباره معناى(لا يَهْتَدُونَ) دو قول است: ١- مقصود، مذمت ايشان است به اينكه گمراهند ٢- مقصود اين است كه آنها كوركورانه، راه مىپيمايند و راه خوشبختى را نخواهند جست.
دلالت آيه:
اين آيه، دلالت دارد بر اينكه تقليد، كارى ناپسند است. هيچكس حق ندارد در امور دين، بدون دليل، عملى انجام دهد.
دلالت ديگر
از آنجا كه معرفت، احتياج به تامل و تفكر دارد، اين آيه، دلالت دارد بر اينكه:
كسب معرفت واجب است، زيرا خداوند با آنها احتجاج مىكند كه به صحت دعوت پيامبر گرامى، معرفت حاصل كنند و دست از تقليد كوركورانه بردارند. و اگر حق را