ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٧ - مقصود
بيان آيه ٤٤
قرائت
اهل بصره و ابو جعفر و اسماعيل از نافع، «و اخشونى» به ياء در وصل و يعقوب به ياء در وقف و ديگران بدون ياء در موقع وصل و در موقع وقف، قرائت كردهاند.
ابو على گويد: اثبات ياء در موقع وقف نيكوست. زيرا فاصلهها مثل قافيههاى آخر بيت هستند.
لغت
ربانيون: تفسير اين كلمه را قبلا گفتهايم. منظور علمايى است كه به امور و تدبير مردم بصير بودهاند.
احبار: جمع حبر، عالمان. تحبير يعنى تحسين. شخص عالم نيز نيكو را تحسين و زشت را تقبيح مىكند. فراء گويد: بيشتر «حبر» را بكسر شنيدهام.
اعراب
(بِمَا اسْتُحْفِظُوا): حرف جر، متعلق است به «الاحبار» يعنى «العلماء بما استحفظوا» زجاج گويد: تقدير آن «يحكمون للتائبين من الكفر بما استحفظوا است.
مقصود
چون روى گردانى يهوديان را از احكام تورات، شرح داد، اكنون به وصف تورات و آنچه در آن نازل كرده است، پرداخته، مىفرمايد:
(إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ): ما تورات را فرستاديم كه در آن بيان حق و دلالت بر احكام و نورى است براى هر چه كه مشتبه و تاريك شود. اين معنى از ابن عباس است.
زجاج گويد: يعنى تورات هدايت است كه بيان حكمى مىكند كه آنها آمدند از پيامبر