ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٧ - مقصود
ترجمه:
به داوود و سليمان دانش داديم و گفتند: ستايش خدايراست كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمن خود برترى داد. سليمان از داوود ارث برده، گفت: اى مردم، سخن مرغ بما تعليم داده شده و از هر چيزى بهره داده شدهايم. اين است فضيلت آشكار. و براى سليمان لشكريانش از جن و انس و مرغان گرد آورده شدند و از تفرقه منع مىشدند. تا وقتى كه به وادى موران رسيدند، مورى گفت: اى موران، داخل خانههايتان شويد. سليمان و لشكريانش شما را در هم نشكنند، در حالى كه توجه ندارند.
سليمان از سخن او خنديد و گفت: خدايا، مرا به شكر نعمت خويش كه بمن و پدر و مادرم دادهاى و به كار شايستهاى كه پسند تو باشد، ملهم ساز و برحمت خويش مرا در بندگان صالح خويش داخل ساز.
لغت:
وزع: منع حطم: شكستن.
ايذاع: الهام. زجاج گويد، بازداشتن.
اعراب:
(لا يَحْطِمَنَّكُمْ): در محل جزم كه در جواب امر است.
ضاحكا: حال مؤكد و بقول بعضى ممكن است تأكيد نباشد. بلكه بيان كند كه سليمان پس از ت بسم خنديد.
مقصود:
بدنبال داستان موسى به شرح داستان داوود و سليمان پرداخته، فرمايد:
(وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً): ما به داوود و سليمان دانشى داديم كه ميان مردم داورى كنند و زبان مرغان و جنبندگان را بدانند.
(وَ قالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلى كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِينَ): و گفتند:
ستايش خدا را كه ما را از ميان مردم برگزيد و ما را پيامبر خود كرد و بما معجزه و