ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٣ - مقصود
مورد قبول و اطاعت مردم قرار گيرد.
امام صادق (ع) مىفرمايد: اينها كسانى هستند كه بدون راهنما به تعلم و تفقه مىپردازند. گمراه مىشوند و گمراه ميكنند.
(أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ): نمىبينى كه شاعران در هر فنى از دروغ سخن ميگويند و در هر كار لغوى خوض كرده، بباطل مدح و ذم مىكنند؟
مقصود اين است كه اينها مغلوب هواى نفس هستند و مثل كسى كه در واديها سرگردان است، به اشعار گوناگون روى آور مىشوند و از روى جهل به لغو و باطل مىپردازند و مدح و ذم بيهوده مىگويند.
(وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ): مردم را بكارهايى ترغيب مىكنند كه خود انجام نميدهند و از كارهايى منع ميكنند كه خود مرتكب مىشوند.
سپس از جمله اين شاعران گروه زير را استثناء كرده، مىفرمايد:
(إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ): مگر شاعران با ايمان و نيكوكار، نظير عبد اللَّه بن رواحه و كعب بن مالك و حسان بن ثابت و ديگر شعراء مؤمنى كه پيامبر خدا را مدح ميكنند و هجو كنندگانش را پاسخ مىگويند.
از پيامبر خدا پرسيدند: در باره شعر چه مىگوييد؟
فرمود: مؤمن به زبان و شمشيرش جهاد ميكند. به خدا گويا دشمنان را (به شعر خود) تير مىزنند.
پيامبر خدا ٦ به حسان بن ثابت فرمود: آنها را هجو كن كه روح القدس با تست.
شعبى گويد: ابو بكر و عمر و على (ع) شعر ميگفتند ولى على (ع) شاعرترين آنها بود.
(وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً): و بسيار خدا را ياد مىكنند و شعر آنها را از ياد خدا غافل نميكند.
(وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا): و پس از مظلوميت، بدفاع از پيامبر و مؤمنين مىپردازند.