ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٣ - مقصود
جبار: زورمند. اين صفت در مورد خدا مدح و در مورد ديگران ذم است.
زيرا آنها زورمندى را به خود مىبندند.
مقصود:
اكنون در باره قوم عاد مىفرمايد:
(كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِينَ): قبيله عاد رسولان را تكذيب كردند.
(إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَ لا تَتَّقُونَ): هود كه برادر نسبى ايشان بود نه برادر دينى، به ايشان گفت: آيا به اجتناب از معاصى، از خدا نمىپرهيزيد( إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ .... رَبِّ الْعالَمِينَ): تفسيرش گذشت.
(أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ): آيا در هر نقطه مرتفعى بنائى مىسازيد كه براى سكونت، مورد احتياجتان نيست؟ بلكه منظور شما لهو و لعب و بيهودگى است. ساختمانى كه مورد نياز نباشد. بيهوده است. برخى «ريع» را به معنى شرف و برخى به معنى راه گرفتهاند.
در روايت است كه پيامبر گرامى اسلام ٦ بيرون آمد و قبهاى بلند مشاهده كرد. پرسيد: اين چيست؟ گفتند: از يكى از انصاريان است. صبر كرد تا صاحب قبه آمد. سلام كرد و پيامبر خدا از او اعراض كرد و چندين بار اعراض خود را تكرار كرد تا آن مرد آثار خشم و اعراض را از پيامبر متوجه شد. به اصحاب شكايت برد و گفت: آثار انكار را در نظر رسول خدا مىبينم، نميدانم چه كردهام؟ گفتند: پيامبر خارج شد و قبه تو را ديد و پرسيد: از كيست؟ و ما به او اطلاع داديم. آن مرد رفت و قبه را با زمين يكسان كرد. روزى پيامبر خدا بيرون آمد و قبه را نديد. فرمود:
قبهاى كه در اينجا بود چه شد؟ گفتند: صاحب آن از اعراض شما پيش ما شكايت كرد و ما او را مطلع ساختيم و او خرابش كرد. فرمود: هر بنائى كه بر سر پا آيد بر صاحبش وبالى دارد، مگر اينكه مورد احتياجش باشد.
برخى گويند: خانهها را در جاهاى بلند مىساختند تا راهگذران و گدايان را از بالا مورد مسخره قرار دهند.