ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٠ - مقصود
و اگر نكنيد به شما ضرر مىزنند؟
از اينجا استفاده مىشود كه دين را بايد با دليل ثابت كرد و اگر چنين نبود ابراهيم با آنها بحث و مناظره نميكرد.
(قالُوا بَلْ وَجَدْنا آباءَنا كَذلِكَ يَفْعَلُونَ): آنها كه جواب صحيحى نداشتند كه به ابراهيم بدهند، گفتند: ما از پدران خود تقليد مىكنيم. زيرا ديدهايم كه آنها نيز چنين ميكنند.
(قالَ أَ فَرَأَيْتُمْ ما كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ): ابراهيم براى اينكه تقليد آنها را مورد انكار قرار دهد، فرمود: آيا شما و پدرانتان چيزهايى را كه پرستش كرده و ميكنيد، ديدهايد؟
(فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي): بتها و پرستش بتها همه دشمن منند و بقولى يعنى: بتها همه دشمن منند.
علت اينكه ضمير جمع مذكر عاقل به بتها برگردانده، اين است كه به آنها نسبت عداوت داده است.
دشمنى بتها از اين لحاظ است كه عبادت آنها مضر است.
ممكن است منظور اين باشد كه بتها و پدران ايشان- كه هم خدا را مىپرستيدند و هم بت را- دشمن منند و به همين جهت است كه بدنبال آن مىگويد:
(إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ): يعنى همه معبودها دشمن منند، جز خداى عالمين.
فراء ميگويد: در جمله قلب است. يعنى: من دشمن ايشانم.
اكنون در وصف خداى عالمين مىگويد:
(الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ): او كسى است كه مرا از نيستى به هستى آورد و راه نجات را به من نشان ميدهد.
برخى گويند: يعنى او كسى است كه مرا براى طاعت خويش آفريد و مرا بسوى بهشت هدايت مىكند.
(وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ): همو كه به من روزى