ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨ - لغت
ترجمه:
داستان ابراهيم را برايشان بخوان. آن گاه كه بپدر و قومش گفت: چه مى- پرستيد؟ گفتند بتهايى مىپرستيم و در پيشگاه ايشان نماز مىبريم. گفت آيا هنگامى كه دعا ميكنيد، صداى شما را مىشنوند يا به شما سود و زيان مىرسانند؟
گفتند: بلكه پدرانمان را يافتيم كه چنين ميكنند. آيا شما و پدران اسبقتان ديديد آنچه را كه پرستيديد؟ آنها همه دشمنان منند مگر خداى عالمين. كه مرا آفريد و رهنمائيم ميكند و مرا طعام و آب ميدهد و چون بيمار شوم شفايم ميدهد و كسى كه مرا مىميراند آن گاه زندهام ميكند و كسى كه طمع دارم كه گناهم را در روز جزا بيامرزد. خدايا بمن حكمت بخش و مرا به صالحان ملحق گردان و براى من در ميان پسينيان زبان راستى قرار ده و مرا از وارثان بهشت نعيم گردان و پدرم را بيامرز كه از گمراهان بود و در روز بعث مردگان خوارم نكن. روزى كه مال و فرزندان سود ندارد. جز آن كه با قلب سالم بيايد و بهشت براى پرهيزگاران نزديك گردد و جهنم براى گمراهان آشكار شود و به آنها گفته شود: جز خدا چه مىپرستيديد؟
آيا شما را يارى مىكنند يا از گرفتارى نگاه مىدارند؟ سپس بتها و گمراهان و همه لشكريان شيطان را روى هم ميريزند. در حالى كه با يكديگر خصومت ميكنند، مىگويند: بخدا، ما در گمراهى آشكار بوديم كه شما را با خداى عالمين مساوى قرار داديم و ما را كسى جز مجرمان گمراه نكرد. اكنون ما را شفاعت كننده و دوستى دلسوز و مهربان نيست. كاش ما را بازگشتى بود تا از مؤمنان مىشديم. در آن آيتى است و بيشترشان مؤمن نبودند و خداى تو عزيز و رحيم است.
لغت:
اقدم: اول و اسبق تبريز: آشكار كردن غاوى: كسى كه عملش موجب نوميدى از ثواب است كبكبوا: روى هم ريخته شدند.