ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٩ - مقصود
(وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ): اكنون ما مالك سرزمينها و ديار و مساكن آنها شدهايم.
سپس به پيامبر خود مىفرمايد:
(وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا): پروردگار تو قريهها را هلاك نميكند تا اينكه در ام القرى يعنى مكه پيامبرى مبعوث گرداند.
برخى گويند: منظور از «امها» معظم قريههاى دنياست.
(يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا): پيامبرى كه حجتها و دلائل روشن ما را براى ايشان بخواند.
(وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى إِلَّا وَ أَهْلُها ظالِمُونَ): ما قريهها را هلاك نميكنيم، مگر اينكه مردمشان راه كفر و ستم و سركشى پيش گيرند.
سپس مردم را مخاطب ساخته، مىفرمايد:
(وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى أَ فَلا تَعْقِلُونَ): آنچه به شما داده شده است، اسباب تمتع و زينت اين جهان است. اما آنچه پيش خداست، نعمتهاى آخرت است كه از اين نعمتها بهتر و باقىتر است. چرا فكر نميكنيد تا فرق ميان نعمت فانى و نعمت باقى را درك كنيد؟