ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٨ - مقصود
شويم از سرزمين مكه و از اين حرم خارج مىشويم.
گويند: اين سخن از حرث بن نوفل بن عبد مناف است. زيرا به پيامبر خدا عرضه داشت: ميدانيم سخن تو حق است، ولى مىترسيم اگر به تو ايمان آوريم عرب ما را از اين سرزمين خارج سازد و ما از عهده ايشان بر نمىآييم.
از اينرو خداوند در رد ايشان فرمود:
(أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً): آيا مكه را پيش از اين حرم امن و امان قرار نداديم و ضرر و زيان مردم را از ايشان دور نكرديم تا با امنيت و آسايش در آن زندگى كنند؟ چگونه اكنون از زوال آن مىترسند؟ آيا ما بر دفع شر دشمنان، قادر نيستيم؟ بلكه بايد بدانند كه در حال ايمان، بيشتر ايمنى دارند تا در حال كفر.
(يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا): ثمرات و محصولات سرزمينهاى ديگر كه رزقى است از جانب ما به سوى مكه آورده ميشود.
(وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ): ولى بيشتر آنها به نعمتهاى ما عالم نيستند.
برخى گويند: يعنى بخدا علم ندارند و او را نمىپرستند تا بدانند كه چقدر ثواب از دستشان خارج شده است.
(وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَها): بسيارى از قريهها را كه مردمش سپاس نعمتها را به جاى نياوردند و كبر ورزيدند هلاك كرديم.
مقصود اين است كه به آنها رزق و روزى فراوان داديم و آنها ناسپاسگزارى پيشه كردند و هلاكشان كرديم.
(فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا): اين است خانههاى عاد و ثمود و قوم لوط كه در نزديكى شماست و از سكنه خالى است و بعد از آنها فقط مدت كوتاهى مسكون بود.
سرزمين عاد در احقاف- ميان شام و يمن- و ديار ثمود در وادى القرى و شهر لوط در سدوم است و آنها در سفرهاى تجارتى از اين سرزمينها عبور ميكردند و آنها را ميديدند.