ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٨ - مقصود
تا ما را دعوت به ايمان كند و ما پيروى كنيم و آئينش را گردن نهيم؟ از اينرو پيامبرانى بسوى ايشان فرستاديم تا حجت آنها قطع شود. اين آيه نظير آيه ديگرى است كه مىگويد:(لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ) (تا بعد از پيامبران، مردم را در پيشگاه خداوند حجتى و بهانهاى نباشد: نساء ١٦٥)، برخى گويند: مقصود از مصيبت در آيه شريفه عذاب دنيا و هلاكت است ولى برخى گويند: منظور عذاب دنيا و آخرت است.
(فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى):
همين كه حقيقت محمدى و قرآن و اسلام از جانب ما در برابر ايشان قرار گرفت، به بهانه جويى پرداخته، گفتند: چرا همان معجزاتى كه بموسى داده شد- يعنى شكافتن دريا و يد بيضا و عصا- به محمد داده نشد؟
برخى گويند: يعنى چرا قرآن هم مثل تورات يك جا نازل نشد؟
اين مطلب را يهوديان يا قريش به تعليم ايشان مىگفتند. از اينرو خداوند به ايشان مىفرمايد:
(أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى مِنْ قَبْلُ): آيا به آنچه از پيش بر موسى نازل شد كافر نشدند؟
(قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا): و آيا نگفتند: قرآن و تورات هر دو سحرند كه يكديگر را كمك ميكنند؟
بنا بر قرائت ديگر يعنى: موسى و محمد ٦ دو ساحرى هستند كه يكديگر را كمك ميكنند.
(وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ): و آيا نگفتند: ما بقرآن و تورات هر دو كافريم؟
اين مطلب مربوط به آن زمانى است كه گروهى از قريش بمدينه آمدند و در باره محمد ٦ از يهود سؤال كردند. قوم يهود صفات و خصوصيات حضرت را براى ايشان تعريف كردند. اين گروه بمكه برگشتند و گفته يهود را براى آنها باز گفتند.
قريش گفتند: تورات و قرآن هر دو سحر است.