ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥ - مقصود
اما موسى به اين جسارت وى اعتنايى نكرد و هم چنان به تبليغ و تأكيد حجت پرداخت.
(قالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ): ديگر باره به فرعون گفت: اگر شما عقل و تدبير داريد، او خداى مشرق و مغرب و خداى چيزهايى است كه ما بين مشرق و مغرب قرار دارند.
برخى گويند: يعنى اگر بدانيد كه هر كس داراى اين صفات است، مستحق عبادت است.
نظر به اينكه استدلالهاى موسى طول كشيده و فرعون از عهده جواب بر نيامده بود، زبان به تهديد گشود.
(قالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ): گفت: اگر خدايى جز من اختيار كنى، ترا به زندان مىافكنم، مىگويند: فرعون هر كه را به زندان مىافكند، بيرونش نمىآورد تا بميرد.
(قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ): موسى بدنبال تهديد فرعون گفت: آيا اگر مطلبى روشن براى تو بگويم كه بصدق آن آگاه باشى و بكذب گفتار خود پى ببرى و به رسالت من يقين پيدا كنى، باز هم مرا به زندان مىافكنى.[١]
[١]- ميگويند: مردم امروز فرصت خواندن داستانهاى طولانى ندارند، از اينجهت بايد براى آنها داستانهايى كوتاه نوشت كه در زير عينك آن بتوانند حقائق تازهاى مشاهده كنند، امروز ديگر فرصتى نيست كه مردم داستانهاى درازى چون هزار و يك شب و ... بخوانند. كسانى كه مطلب تازهاى ندارند كه بوسيله داستان كوتاه بمردم عرضه كنند، نبايد دست بقلم ببرند و بمردم خيانت كنند. اين است عقيدهاى كه امروز در باره داستان نويسى اظهار ميدارند.
خوشبختانه قرآن كريم، اين رويه را در ١٥ قرن پيش ابداع كرده است چنان كه ملاحظه ميكنيد در همين قصه كوتاه، تازهترين و ارزندهترين مطلب را به بشر عرضه مىدارد و نمونه بارزى از استقامت و پايدارى مردى كه براى نجات گروهى اسير و گرفتار قيام كرده و لجاجت و استبداد مردى كه حاضر نيست در برابر منطق رسا و دنيا پسند موسى سر تسليم فرود آورد، بيان ميدارد.