ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٣ - مقصود
ندارد، ريش دارد.
از اين روايت استفاده مىشود كه دابه يك انسان است.
از ابن عباس روايت شده است كه دابة يكى از جانوران زمين است و داراى پر و بال و چهار پاست.
حذيفه از پيامبر خدا روايت كرده است كه حيوانى است بطول ٦٠ ذراع كه هيچكس نميتواند آن را بگيرد و احدى نميتواند از چنگ او فرار كند. ميان دو چشم مؤمن علامت گذاشته، مىنويسد: مؤمن. و ميان دو چشم كافر اثر گذاشته، مىنويسد: كافر. عصاى موسى و انگشترى سليمان با اوست. صورت مؤمن را به عصا روشنى ميدهد و بينى كافر را به انگشترى مهر مىزند تا به مؤمن خطاب شود: اى مؤمن و به كافر خطاب شود: اى كافر.
در روايت است كه پيامبر خدا فرمود: اين موجود سه بار خروج ميكند:
يك بار در مدينه و اطراف آن و يك بار در مكه و نواحى آن. آن گاه در يك روز مردم را وارد بزرگترين و با حرمتترين مساجد- يعنى مسجد الحرام- ميكند و در گوشه مسجد مردم را مىترساند و به آنها نزديك مىشود و ميان ركن حجر الاسود تا باب بنى مخزوم از سمت راست كسى كه به خارج مىرود، قرار دارد. گروهى از او دور مىشوند و گروهى اطراف او مىمانند و ميدانند كه خدا را عاجز نميكنند. آن گاه سر خود را از خاك پاك مىكند و به پاك كردن صورتها مىپردازد. آن چنان كه مثل ستارههاى درخشان شوند. آن گاه در زمين حركت ميكند و هيچكس نميتواند او را دريابد يا از او فرار كند. حتى اينكه بعضى از مردم از ترس او به نماز مىايستند و او از پشت سر نزد او آمده، مىگويد: اكنون نماز ميگذارى؟ آن گاه پيش روى او آمده، او را مس ميكند و مردم بوطنهاى خود مىروند و در سفرها رفيق هم مىشوند و در اموال شركت مىكنند و كافر از مؤمن شناخته مىشود. طورى كه مؤمن را بنام مؤمن و كافر را بنام كافر ميخوانند[١].
[١]- اگر چه رواياتى كه راجع به اين موجود نقل شده، از جهاتى با يكديگر ناهماهنگى( دارند، مع الوصف ناظر بيك حقيقت مهم هستند و آن عبارت است از اينكه در آيندهاى دور يا نزديك، بايد حقيقت و عدل بر كرسى اقتدار نشيند و باطل و ظلم از زندگى انسان طرد گردد و بنا بر اين، روايات و همچنين آيه، كه كلمه دابه را بكار مىبرد يا در خصوص ظهور حضرت مهدى( ع) است يا مربوط به پارهاى از علائمى است كه مقارن ظهور حضرتش ظاهر مىگردند.