ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٩ - مقصود
سليمان با او ازدواج كرد و او را بر سلطنت ابقاء نمود. برخى گويند: او را بعقد پادشاهى بنام تبع در آورد و او را به جاى خود برگرداند و يكى از امراى جنى يمن را مأمور به اطاعت او كرد تا هر چه ميخواهد در يمن برايش بسازد.
گويند: شخصى از عبد اللَّه بن عتبه سؤال كرد كه آيا سليمان با بلقيس ازدواج كرد؟ او جواب داد: چيزى در اينباره نميدانم. آخرين مطلبى كه از او در قرآن موجود است همين است كه:(أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ.) در تفسير عياشى است كه موسى بن محمد (ع) ميگويد بخدمت برادرم امام على نقى (ع) رسيدم و اين بعد از آنى بود كه از او مواعظ زيادى شنيده و سر به اطاعتش تسليم كرده بودم. عرض كردم: فدايت شوم. يحيى بن اكثم مسائلى از من پرسيده است حضرت خنديد و فرمود: جوابش دادهاى؟ گفتم: نه. فرمود: چرا. گفتم: نميدانستم.
فرمود: چه مسائلى است؟ گفتم: بگوئيد كه آيا سليمان به علم آصف برخيا نياز داشت؟
و چند مسأله ديگر.
فرمود: برادر، بنويس:
بنام خداوند رحمان رحيم، در باره قول خداوند:(قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ ...) سؤال كردم. او آصف برخياست كه سليمان از آنچه او مىشناخت عاجز نبود. ولى ميخواست كه امتش- اعم از جن و انس- بدانند كه آصف بعد از او حجت خداست و اين از علم خود سليمان بود كه به آصف به وديعت داده و خدا به او تفهيم كرده بود. تا بعد از سليمان در باره امامت آصف اختلاف نكنند. هم چنان كه در حيات حضرت داوود خداوند علم را به سليمان تفهيم كرده بود تا امامت و نبوتش بعد از داوود معلوم باشد و حجت بر مردم تمام.