ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٢ - مقصود
قرائت:
ضيق: ابن كثير اين كلمه را در اينجا و در سوره نمل به كسر ضاد و ديگران بفتح ضاد خواندهاند. فتح ضاد به اين مناسب است كه در اصل «ضيّق» بوده سپس مخفف شده.
ممكن است به معناى مصدر باشد.
برخى گفتهاند: هر دو بيك معنى هستند.
ابو على گويد: هر گاه بفتح ضاد هم بخوانيم، بهتر است مصدر باشد، نه صفت.
ابو عبيده گويد: «ضيق» به كسر، تنگى معاش و «ضَيْق» بفتح، تنگى دل است.
مقصود:
اكنون خداوند پيامبر خود را امر مىكند كه مردم را دعوت به حق كند.
مىفرمايد:
(ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ): مردم را بوسيله قرآن، بدين خداوند دعوت كن، زيرا دين، يگانه راه رسيدن بخشنودى خداوند است.
در اينجا قرآن را حكمت ناميده است، زيرا بمنزله سدى است در برابر فساد و امور ناپسند.
برخى گويند: حكمت، يعنى شناسايى نيك و بد و صلاح و فساد كارها، زيرا از بركت شناسايى است كه از فساد جلوگيرى مىشود و مردم براه صواب و راستى و كارها و گفتارهاى نيكو و پسنديده، راه مىيابند.
(وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ): همچنين مردم را از راه موعظه نيكو براه خدا دعوت كن.
موعظه نيكو يعنى ترغيب و تشويق مردم به ترك زشتيها و به انجام كارهاى پسنديده. بطورى كه زشتىها در نظر آنها تنفر آور و نيكىها در نظر آنها لذتبخش جلوه كند. واعظ نيكو سخن، دلهاى مردم را نرم مىكند و بذر خشوع و خضوع را در دلهاى مردم مىافشاند.
ابن عباس گويد: حكمت يعنى نبوت و موعظه حسنه، موعظههاى قرآنى است.
(وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ): و بوسيله قرآن كه بهترين دليلهاست، با آنها