ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٢ - داستان
آنان در آن سرزمين، بدون تسلط، امكان ندارد. از اين جمله استفاده مىشود كه:
دشمنان تنها در بار دوم، وارد مسجد نشدند، بلكه در بار اول نيز وارد شده بودند. اين مطلب را قبلا بيان نكرده بود.
(وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً): ديگر اينكه سرزمين مغلوب شما را درهم بكوبند و تباه سازند. ممكن است «ما» مصدريه و با فعل بعدى تأويل مصدر و مضاف حذف شده باشد. يعنى: «ليتبروا مدة علوهم» در مدت تسلط خود شما را سركوفت دهند و هلاك سازند.
(عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ): اى بنى اسرائيل، اگر باز هم توبه كنيد و خدا را فرمان بريد، ممكن است بعد از انتقام و كيفر، به شما رحم كند.
(وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا): اگر باز هم راه فساد پيش گيريد، شما را كيفر مىدهيم و دشمن را بر شما مسلط مىسازيم، چنان كه پيش از اين انجام داديم. اين معنى از ابن- عباس است. وى گويد: آنها پس از كيفر اول و دوم، بار ديگر، بسوى فساد بازگشتند و خداوند مؤمنان را بر آنها مسلط گردانيد تا آنها را بكشند و تا روز قيامت از آنها جزيه بگيرند.
(وَ جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ حَصِيراً): ابن عباس گويد: يعنى ما جهنم را زندان مردم كافر قرار دادهايم.
داستان:
مفسران قرآن كريم، در باره اين ماجرا اختلافات سختى دارند. بهتر اين است كه مهمترين و بهترين مطالب آنها را در اينجا بطور اختصار، بياوريم:
همين كه براى بار اول، بنى اسرائيل سركشى كردند، خداوند پادشاه ايران را- و بقولى بخت نصر و بقولى پادشاه بابل- بر آنها مسلط گردانيد. وى آنها را محاصره كرد و بيت المقدس را گشود. برخى گفتهاند: بخت نصر پس از «سخاريب» پادشاه بابل و از دست نشاندههاى نمرود و از زنى بدكاره تولد شده بود. او بر بيت المقدس غالب شد و مسجد را ويران كرد و تورات را سوزانيد و لاشههاى مردار را در مسجد افكند