ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٧ - مقصود
وجه دو قرائت ديگر، اماله فتحه به كسره است.
لغت:
شاكله: طريقه و مذهب. مىگويند: «هذا طريق ذو شواكل» اين است راهى كه از آن راهها منشعب مىشود.
مقصود:
اكنون، در باره قرآن كريم مىفرمايد:
(وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ): قرآن از چند جهت، براى مردم شفاست:
١- با راهنمايىهاى خود كورى جهل و حيرت شك، را زايل مىسازد.
٢- داراى چنان نظم و تأليف و فصاحتى اعجاز آميز است كه راستى مدعاى پيامبر را اثبات مىكند، از اين جهت، مردم را از بيمارى جهل و شك و كوردلى در راه دين، شفا مىبخشد.
٣- قرآن وسيلهاى است كه به آن تبرك مىجويند و براى رفع بيماريها قرائت مىكنند و خداوند بوسيله قرآن، به مقتضاى مصلحت خود، بسيارى از زيانها و امور ناپسند را از مردم دور مىسازد.
٤- قرآن مشتمل است بر دلائل توحيد و عدالت و احكام دين و پندها و اندرزها و ضرب المثلها، بنا بر اين شفاى دردهاى دنيوى و اخروى مردم است.
اينكه مىگويد: براى مؤمنين، رحمت است، يعنى: نعمت است. علت اينكه شفا و رحمت بودن قرآن را به مؤمنان اختصاص مىدهد، اين است كه فقط آنها هستند كه از قرآن بهرهمند مىگردند.
(وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً): مردم ستمكار، بوسيله قرآن، نه تنها بهرهاى نمىبرند، بلكه بر زيانكارى آنها افزوده مىشود. آنها سزاوار پاداش نمىشوند، بلكه لايق كيفر مىگردند، زيرا كافرند و در باره قرآن، فكر نمىكنند. نظير:( فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً) (نوح ٦: دعوت من جز بر فرار آنها نيفزود).