ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٢ - مقصود
برخى گويند: هر چه خداوند بآن امر يا از آن نهى كرده، عهد است. در عين حال، گاهى انسان چيزهايى را از راه عهد و نذر بر خود واجب مىسازد.
(إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا): عهد نيز مورد پرسش قرار مىگيرد و انسان در مقابل آن كيفر و پاداش مىبيند. برخى گويند: يعنى: از خود عهد سؤال مىكنند كه به چه چيز ترا نقض كردند؟ چنان كه از دخترهاى زنده بگور شده، مىپرسند: چرا كشته شدهاند (تكوير ٨)( وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ): هر گاه براى مردم چيزى را پيمانه مىكنيد، حقوقشان را بطور كامل ادا كنيد و چيزى از آن كم نكنيد.
(وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ): زجاج گويد: قسطاس يعنى ميزان، خواه كوچك باشد خواه بزرگ. حسن گويد: قپان است. مجاهد گويد: اين كلمه، رومى و به معناى عدل است. يعنى: بوسيله ميزانى كه در آن ضرر و زيانى نباشد، وزن كنيد.
(ذلِكَ خَيْرٌ): قتاده گويد: يعنى ثواب اين كار، بيشتر است. عطاء گويد: يعنى به خدا نزديك است. برخى گويند: مقصود اين است كه: اگر در دنيا پيمانه و وزن را بدقت، انجام دهيد، براى دنياى شما بهتر است. زيرا باعث خوش نامى شما مىشود و مردم شما را امانتدار مىشناسند.
(وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا): و همچنين سرانجام اين كار، در عالم آخرت هم بهتر است.
بدين ترتيب، خداوند متعال مردم را تشويق مىكند كه: مردم رعايت حقوق يكديگر را بكنند و در داد و ستدها اجناس را بدقت بپيمايند يا وزن كنند.