ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٠ - مقصود
داديم و درختى كه در قرآن ملعون شمرده شده است، جز فتنهاى براى مردم نيست. ما آنها را مىترسانيم، اما جز بر طغيان سخت آنها، نمىافزايد.
لغت:
مسطور: مكتوب، نوشته. شاعر گويد:
|
و اعلم بان ذا الجلال قد قدر |
فى الصحف الاولى الذى كان سطر |
|
يعنى: بدانكه خداوند بزرگ، در كتابهاى نخستين، آنچه نوشته شده است، به تدبير و مصلحت خويش بيان داشته است.
منع: جلوگيرى كردن از فعل. بديهى است كه خداوند بر هر كارى قادر است و نمىتوان در راه او مانعى ايجاد كرد، زيرا قدرت او بىپايان است. اين تعبير، در مورد پروردگار متعال، در صورتى جايز است كه نخواهد فعلى را انجام دهد.
اعراب:
(وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا): «ان» اول در محل نصب و «ان» دوم در محل رفع است. يعنى: «ما منعنا الارسال الا تكذيب الاولين».
مبصرة: حال.
(وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ): تقدير آن «و ما جعلنا الشجرة الملعونة فى القرآن الا فتنة للناس» يعنى: درختى كه اهل آن و خورندگان ثمر آن ملعون هستند. اينان كافر و فاجر هستند.
(فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً): فما يزيدهم التخويف. «طغياناً» مفعول دوم.
مقصود:
اكنون به بيان پند و اندرز پرداخته، مىفرمايد:
(وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَدِيداً):
هيچ قريهاى نيست جز اينكه پيش از فرا رسيدن قيامت، مردمش را هلاك يا اينكه به عذابى سخت، گرفتارش مىكنيم. بديهى است كه مردم صالح قريه مىميرند و مردم ناصالح، در همين دنيا گرفتار عذاب سپس هلاك خواهند شد، زيرا پيش از فرا رسيدن