ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٩
بخوانيد، بجا و صحيح است.
«ما» در اينجا زايده است. مثل( عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نادِمِينَ) (مؤمنون ٤٠) برخى گويند: يعنى «اى شىء» تكرار آن با «اى» بخاطر اختلاف لفظى است.
حرف «او» در آيه به معناى اباحه و تخيير است. يعنى هر كدام از نام «رحمان» و «رحيم» را بخوانيد، رواست. زيرا اسماى الهى، از صفات و كارهايى نيكو خبر مىدهند. اين اسماء بر دو قسمند: اسماى صفات ذات و اسماى افعال ذات.
دسته اول مثل: قادر، عالم، حى، سميع، و بصير و قديم. دسته دوم مثل: خالق، رازق، محسن، مجمل، منعم، رحمان و رحيم. دستهاى از اسماء، حاكى از معانى نيكويى هستند. مثل: صمد، معبود و مشكور. مقصود از اين اسماء اين نيست كه خداوند متعال داراى صفت صمديت و عبادت و شكر است. اينها صفات ذاتند و نه صفات افعال. در حقيقت، بازگشت اينها بكارهاى مردم است. اين مردمند كه در وقت نياز و گرفتارى قصد بارگاه با عظمت خداوندى مىكنند و از ذات بىنياز او كمك مىخواهند. (معناى صمد) و اين مردمند كه خدا را عبادت و شكر مىكنند. بنا بر اين اگر خدا را «صمد، معبود و مشكور» مىنامند بخاطر توجه مردم، در وقت نيازمندى و عبادت و شكر آنهاست.[١] در اين آيه، خداوند متعال به يگانگى خود اشاره كرده، مىفرمايد: اختلاف صفات و اسماء، با يكتايى او مخالف نيست.
دلالت آيه:
از اين آيه استفاده مىشود كه: اسم با صاحب اسم يكى است. همچنين مستحبّ است كه انسان در موقع دعا و خواستن حاجت، اسماى نيكوى خدا را بر زبان آورد.
همچنين از آيه استفاده مىشود كه: خداوند، كارهاى زشت، از قبيل ستم و ... را انجام
[١]- مؤلف بزرگوار،« صمد» را به معناى كسى كه در موقع نيازمندى به او توجه مىكنند، گرفته و بنا بر اين از رديف صفات ذات و صفات افعال. آن را خارج كرده است. لكن اگر صمد را به معناى كامل و بىنياز و خلل ناپذير بگيريم، در اين صورت، جزء صفات ذات خواهد بود.