ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٧ - لغت
وى را جز اندكى مهار خواهم كرد. گفت: برو. هر كس از آنها پيروى تو كند، سزاى شما جهنم است كه سزاى تمام است. هر كس از آنها را كه توانى بصداى خود گمراه كن و سواره نظام و پياده نظام خود را بر آنها بسيج كن و در اموال و اولادشان شريك باش. و شيطان جز وعده فريب، به آنها نمىدهد. ترا بر بندگان من تسلطى نيست.
همين بس كه پروردگارت نگهبان است.
قرائت:
رجلك: حفص اين كلمه را به كسر جيم و ديگران به سكون خواندهاند هر گاه به سكون جيم خوانده شود، جمع راجل است. مثل: راكب و ركب، صاحب و صحب، تاجر و تجر. اما اگر به كسر جيم بخوانيم، صفت و به معناى راجل (يعنى پياده) است، شاعر گويد:
|
اما اقاتل عن دينى على فرس |
و لا كذا رجلا الا باصحاب |
|
يعنى: آيا براى دينم، سواره و پياده، جز همراه اصحابم نمىجنگم؟ در شعر زير «رجل» بكار رفته است:
|
هم ضربوا عن فرجها بكتيبة |
كبيضاء حرس فى جوانبها الرجل |
|
يعنى: آنها با لشكرى شبيه كوه حرس كه اطراف آن را پيادگانى محاصره كرده باشند، از مرز آن گذشتند.
لغت:
احتناك: از بيخ و بن كندن و همه را فرا گرفتن. «احتنك الجراد الزرع» يعنى:
ملخ، همه مزرعه را خورد. شاعر گويد:
|
اشكو اليك سنة قد اجحفت |
جهد الى جهد بنا و اضعفت |
|
و احتنكت اموالنا و جلفت يعنى: پيش تو از سالى شكايت مىكنم كه بما سختگيرى و اجحاف كرد و اموال ما را بكلى از بين برد.
موفور: كامل شده. زهير گويد: