ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٧ - مقصود
(وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ): پيامبران اگر چه در عاليترين مراتب فضيلت، قرار دارند، لكن آنها نيز داراى طبقاتى بوده، بعضى بر بعضى برترى دارند، زيرا درجه، ثواب، اعجاز و كتاب برخى عاليتر است. از آنجا كه خداوند به باطن چيزها عالم بود، پيامبر اسلام را براى نبوت اختيار كرد و او را بر ساير انبيا برترى بخشيد.
همانطورى كه ميان آنها نيز تفاوتى وجود دارد. براى ابراهيم آتش را رام و براى يونس آهن را نرم كرد. به سليمان سلطنت بخشيد و با موسى تكلم كرد و به پيامبر اسلام مزايايى بخشيد كه به هيچ كس نداده بود و او را خاتم پيامبران گردانيد.
سپس فرمود:
(وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً): حسن گويد: هر كتابى زبور است. لكن اين نام، به كتاب داود اختصاص يافته، همانطورى كه «فرقان» به قرآن اختصاص پيدا كرده است. اگر چه تمام كتابهاى آسمانى، فرقان و جدا كننده حق و باطلند.
زجاج گويد: ذكر نام داود، بخاطر اين است كه: به آنها بگويد: شما منكر برترى حضرت محمد ٦ و نازل شدن قرآن نشويد، زيرا ما بداود نيز زبور بخشيديم.
اكنون به پيامبر خود مىفرمايد:
(قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ): اى محمد، به اين مشركين- كه غير خدا را مىپرستند- بگو: آنان را كه مىپنداريد خدا هستند، بخوانيد تا زيانها را از شما دور كنند و حال شما را نيكو سازند.
(فَلا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَ لا تَحْوِيلًا): آنها هيچ قدرتى ندارند و نمى- توانند زيانى را از شما دور كنند يا حال شما را نيكو سازند. يعنى: نمىتوانند قحطى را بفراوانى و فقر را به بىنيازى و بيمارى را به تندرستى تبديل كنند. برخى گويند:
يعنى نمىتوانند زيان شما را به ديگرى منتقل سازند. مقصود اين است كه: هر كس عجز دارد، لايق خدايى و پرستش نيست.
مقصود از «من دونه» فرشتگان، مسيح و عزير است كه به آنها نسبت خدايى داده مىشد. اين مطلب از ابن عباس و حسن است. برخى گويند: مقصود جن است، زيرا قومى