ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٩ - مقصود
برخى گويند: منظور اين است كه اگر تو به سن كبر رسيدى و مكلف شدى و نزد تو پدر و مادر باشند ...
(فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍ): به آنها اف مگو[١]. از امام هشتم ع روايت شده است كه امام صادق ع فرمود:
- اگر خداوند در منع نافرمانى والدين، لفظى كوتاهتر از اين كلمه، سراغ داشت، همان را بكار مىبرد.
در روايت ديگر است كه:
- كمترين حد نافرمانى پدر و مادر، گفتن اف است و اگر خداوند، چيزى آسانتر و كوچكتر از آن، در نافرمانى پدر و مادر سراغ داشت، از آن منع مىكرد.
در روايت ديگر است كه:
- عاق والدين، هر چه مىخواهد بكند. او هرگز داخل بهشت نمىشود.
بنا بر اين مقصود اين است كه: پدر و مادر را نبايد آزار كرد. چه كم چه زياد.
مجاهد گويد:
- مقصود اين است كه: اگر پدر و مادر بمرحلهاى از پيرى و سستى برسند كه در خود بول كنند، نبايد از آنها اظهار تنفر كنى، بلكه بايد نسبت به آنها همان رفتارى را داشته باشى كه آنها در دوران كودكى تو داشتند. بديهى است كه شخص خشمگين، زياد «اف» مىگويد. اين كلمه بر خشم و تنفر گوينده، دلالت مىكند.
ابو عبيده گويد:
- «اف» و «تف» چركى است كه ميان انگشتان فتيله مىشود.
ابن عباس گويد:
- كلمه كراهت است.
برخى گويند:
- معناى آن چيز بد بوست.
[١]- يعنى: نگو ملول شدم.