ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٦ - مقصود
و شماره سالها و حساب را بدانيد و هر چيزى را بطور كامل تفصيل دادهايم.
لغت:
مبصرة: درخشان و روشنى بخش. ابو عمرو گويد: مقصود اين است كه نور روز وسيله ديدن است. چنان كه مىگويند: «ليل نائم» يعنى شبى كه وسيله خواب مردم است و «سرّ كاتم» يعنى رازى كه مردم آن را كتمان كنند.
كسايى گويد: «ابصر النهار» يعنى: روز، روشن است. برخى گويند: «مبصرة» يعنى: چيزى كه در وقت آن مردم مىبينند. مثل «رجل مخبث» يعنى: مردى كه اهلش خبيث و «رجل مضعف» يعنى: مردى كه اهل او ضعيف است.
يدع: اين كلمه در معنى داراى واو است، لكن واو آن را نمىنويسند.
اعراب:
(أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً): به تقدير: «بأن لهم اجراً كبيرا» است.
(وَ أَنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ ...): عطف بر( أَنَّ لَهُمْ أَجْراً ...) اگر «ان» را بنا بر استيناف به كسر بخوانيم جايز است، لكن قرائت نشده.
اعتدنا: در اصل «اعددنا» است، كه دال تبديل به تاء شده تا تضعيف نشود.
(كُلَّ شَيْءٍ): منصوب به فعل مقدر كه بوسيله «فصلناه» تفسير شده است.
مقصود:
(إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ): اين قرآن مردم را بديانت و طريقتى هدايت مىكند كه راستترين راهها و ديانتهاست. از لحاظ استعمال، گفته مىشود:
«هداه الطريق و للطريق و الى الطريق».
برخى گويند: يعنى: بسوى كلمهاى هدايت مىكند كه معتدلترين و صحيحترين كلمات است، يعنى: كلمه توحيد.
برخى گويند: يعنى بسوى حالتى هدايت مىكند كه معتدلترين حالات است.
يعنى: توحيد و ايمان به خدا و پيامبران و عمل نيكو. اين معنى از زجاج است.
(وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً): و مردم