ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٤ - داستان
بريدند و شعيا را دو نيم كردند. خداوند، سبط هارون، ارميا را بسوى ايشان فرستاد.
او همين كه ناپسند آنها را مشاهده كرد، از ميان ايشان برفت و ايشان را بحال خود گذاشت.
بخت نصر و لشكريانش داخل بيت المقدس شدند و كردند آنچه كردند و همراه اسيران بنى اسرائيل به بابل بازگشتند. اين، نخستين بار بود.
برخى نيز گفتهاند: سبب آن كشتن يحيى بن زكريا بود. زيرا پادشاه شهوت- پرست بنى اسرائيل مىخواست با دختر زنى زناشويى كند و يحيى او را منع كرد. اين خبر به مادر دختر رسيد و كينه يحيى را در دل گرفت و شاه را وادار بقتل وى كرد.
گويند: خون پاك يحيى هم چنان مىجوشيد، تا وقتى كه بخت نصر هفتاد هزار نفر از ايشان بقتل رسانيد، يا هفتاد و دو هزار نفر. پس از آن خون يحيى از جوشش بيفتاد.
همه گفتهاند: يحيى بن زكريا در فساد دوم كشته شده است.
مقاتل گويد: فاصله ميان فساد اول و فساد دوم دويست و ده سال بود.
برخى گويند: دفعه اول بخت نصر و دفعه دوم پادشاهان ايران و روم، با بنى- اسرائيل جنگيدند و اين هنگامى بود كه يحيى را شهيد كردند. از آنها يكصد و هشتاد هزار نفر كشته شدند و بيت المقدس ويران گرديد و هم چنان ويران بود تا عمر بن الخطاب آن را بنا كرد و ديگر هيچ رومى بدون ترس وارد آن نشد.
برخى گويند: دفعه اول جالوت و دفعه دوم بخت نصر با آنها جنگيد.
و اللَّه اعلم