ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٩ - قرائت
نشويد مگر به آنچه كه نيكوتر است، تا وقتى كه بقوت خويش رسد و بعهد وفا كنيد كه از پيمان، پرسيده خواهد شد و هنگامى كه پيمانه مىدهيد، پيمانه را تمام دهيد و با ميزان درست وزن كنيد كه اين كار بهتر و سرانجام آن نيكوتر است.
قرائت:
خطا: ابو جعفر و ابن عامر- بروايت ابن ذكوان- «خطاً» بفتح خاء و طاء بدون الف خواندهاند. ابن كثير «خطاءً» خوانده، ديگران «خطاً» خواندهاند. حسن «خطاء» و بروايتى «خَطاً» خوانده.
خطا: كارى است از روى عمد صورت نگيرد و بنا بر اين كيفر ندارد. «أخطأ و خَطِىء» داراى يك معنى هستند. شاعر گويد:
|
عبادك يخطئون و انت رب |
كريم لا يليق بك الذموم |
|
يعنى: بندگان تو خطا مىكنند و تو پروردگارى بزرگ هستى كه سرزنش آنها لايق مقامت نيست.
در قرآن كريم مىفرمايد:( لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا) (بقره ٢٨٦: اگر فراموش يا خطا كنيم ما را مؤاخذه مكن) شاعر گويد:
يعنى: مردم، امير را سرزنش مىكنند، با اينكه خودشان بخطا رفتهاند و نبايد راهنما را ملامت كرد، بنا بر اين قرائت ابن عامر: «خَطَا» بمعناى «اخطاء» است.
ممكن است «خَطَا» به معناى «خِطْأ» باشد. نظير: «مِثل و مَثل و شبه و شَبَه ...» قرائت ابن كثير «خِطاء» ممكن است مصدر باب مفاعله باشد، اگر چه چنين استعمالى در زبان عرب سراغ نداريم، لكن باب تفاعل آن استعمال شده است. مثل: «تخاطأت النبل أحشاءه» و باب تفاعل بباب مفاعله دلالت دارد، زيرا مطاوعه آن است. اما وجه قرائت «خِطْأ» روشن است، زيرا اين كلمه مصدر و به معناى گناهى است كه بطور عمد صورت گيرد. فاعل آن «خاطئ» است. چنان كه مىفرمايد:( لا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخاطِؤُنَ) (الحاقه ٣٧: جز گنهكاران از آن نمىخورند) كلمه «خطاء» مثل «عطاء» اسم مصدر است.
اولى از «اخطأت» و دومى از «اعطيت» است.