ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٧ - مقصود
مقصود:
اكنون بدنبال مطالب پيش، در باره قرآن كريم مىفرمايد:
(وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ): ما قرآن را بر تو نازل كرديم و آيات و سورههاى آن را از يكديگر جدا كرديم. اين معنى از ابو مسلم است.
حسن گويد: يعنى قرآن را قسمت قسمت كرديم، قسمتى را امر، قسمتى را نهى، قسمتى را خبر، قسمتى را وعده و قسمتى را تهديد قرار داديم و يك جا نازل نكرديم، زيرا بيست و سه سال طول كشيد، تا مجموع آن نازل شد.
(لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ): تا بتدريج بر مردم قرائت كنى. براى اينكه بهتر در دلهاى مردم قرار گيرد و آنها بهتر بتوانند در باره آن تأمل كنند. قرآن را با عجله مخوان كه چيزى از آن نمىفهمند. اين معنى از ابن عباس و مجاهد است.
برخى گويند: يعنى قرآن را قسمت قسمت، براى آنها قرائت كنى نه يك جا و يكباره.
(وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا): قرآن را بمناسبت احتياجات و حوادث، به تدريج نازل كرديم.
ابن عباس مىگفت: اگر سوره بقره را با دقت و واضح بخوانم برايم بهتر از اين است كه همه قرآن را به سرعت بخوانم.
ابن مسعود مىگفت: قرآن را در كمتر از سه روز نخوانيد، بلكه در هفت روز بخوانيد.
(قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا): اى محمد، به اين مشركين بگو: بقرآن ايمان بياوريد يا نياوريد، يكسان است، زيرا ايمان شما فقط بنفع خود شماست، نه ديگران. همانطورى كه ايمان نياوردن شما، بزيان خود شماست.
منظور تهديد آنها و پاسخ اين است كه مىگفتند: تا چشمهاى در زمين ظاهر نسازى بتو ايمان نمىآوريم.
(إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً):
كسانى كه پيش از نزول قرآن، بوسيله تورات، علم پيدا كردهاند مثل عبد اللَّه سلام