ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٦ - اعراب
دادند و خداوند مردم كافر را هدايت نمىكند. خداوند بر دلها و گوشها و چشمهاى ايشان مهر زده است و آنان در غفلت هستند. بناچار، در آخرت آنها زيانكار هستند. آن گاه، خداوند براى كسانى كه پس از گرفتارى، مهاجرت و جهاد و صبر كردند،- پس از آن گرفتارى- آمرزگار و رحيم است.
قرائت:
فتنوا: ابن عامر بفتح فاء و تاء و ديگران بضم فاء و كسر تاء خواندهاند.
قرائت دوم به خاطر اين است كه: آيه در باره افراد ضعيفى مثل صهيب، عمار و بلال است كه در مكه گرفتار شدند و آنها را مجبور كردند كه مرتد شوند. بعضى از آنها- مثل عمار كه بعداً مهاجرت كرد- تقيه كردند.
قرائت اول به خاطر اين است كه: آنها بر اثر اظهار تقيه، خويشتن را بفتنه افكندند، زيرا هنوز چنين رخصتى از جانب خداوند به آنها داده نشده بود. اين رخصت هنگامى به آنها داده شد كه آيه:( إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ) ...
(إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ ...) (نساء ٩٨) و آيه( مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ ...) نازل شد.
اعراب:
(مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ): زجاج گويد: در محل رفع و بدل است از «الكاذبون» و مبتداء نيست.
كوفيان گويند: شرط است و جواب آن حذف شده.
(مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ): مبتداء و خبر آن( فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ ...)
(أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْخاسِرُونَ): ممكن است در محل رفع و فاعل «جرم» باشد. در اين صورت، اين فعل به معناى «وجب» است و «لا» براى رد كلام سابق است.
ممكن است به معناى «لا بد من انهم فى الآخرة ...» باشد و حرف جر حذف شده باشد.
(ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ): خبر «ان»(لَغَفُورٌ رَحِيمٌ) است و «ان» تكرار شده و نمونه آن در قرآن بسيار است.
آيه بعد:( ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ) نيز چنين است.