ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٩ - لغت
و مانند زنى نباشيد كه رشته خود را پس از تابيدن، پنبه و قطعه قطعه ميكرد، كه قسمهايتان را ما بين خودتان براى آنكه گروهى از گروهى ديگر بيشتر است، دستاويز فريب و نيرنگ قرار دهيد. خداوند شما را به اين دستور مىآزمايد و روز قيامت مطالبى را كه درباره آن اختلاف داشتهايد، براى شما بيان مىكند. اگر خدا مىخواست، شما را يك امت ميكرد، لكن هر كه را خواهد گمراه و هر كه را خواهد هدايت كند و از آنچه ميكردهايد، بازخواست مىشويد. قسمهايتان را ميان خودتان دستاويز فريب قرار ندهيد كه قدمى بعد از استوار شدنش بلغزد و بكيفر منع مردم از راه خدا برسيد و براى شما عذابى بزرگ باشد.
لغت:
توكيد: تشديد و سخت گرفتن. اين تلفظ بلغت اهل حجاز است. اهل نجد، گويند: «تأكيد».
انكاث: جمع «نكث» به معناى نقض قسم و مخالفت آن. كسى كه از متابعت امام خارج شود، «ناكث» گفته مىشود، زيرا بيعت و عهد خود را شكسته است، مانند زنى كه از صبح تا شب به رشتن پنبه مشغول باشد و شبانگاهان، رشتهها را پنبه كند.
دخل: فسادى كه در چيزى داخل شود. برخى گفتهاند: نيرنگ و خدعه.
علت اينكه قسم را «دخل» ناميدهاند، اين است كه: داخل قلب، بر مخالفت قسم و بيرون آن بر موافقت قسم است. ابو على گويد: هر امر نادرستى «دخل» است و هر چه عيبى داخل آن باشد «مدخول» است.
اربى: تفضيل است از «ربا» يعنى: زيادتر. رباى مال هم از همين معنى است. شاعر گويد:
|
و اسمر خطى كأن كعوبه |
نوى القسب قد اربى ذراعاً على العشر |
|
يعنى: گويا كعبهاى آن نيزه خطى، هسته سخت خورماى قسب است و به اندازه يك ذراع، از حد معمول، زيادتر است.[١]
[١]- خط. جايى است در يمامه كه نيزه آن مشهور بوده و« قسب» نوعى خورماى خشك است كه هسته آن از هسته خورماهاى ديگر سختتر است.