سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٠ - يك نكته از اين معنا (شرح يك كلمه)
جبران كند؛ ولى اگر فردى راه خطا بپيمايد و خيال كند كه راه راست و درست همين است، خيرخواهى هيچ راهبرى را باور نمىكند و خيال برگشتن در قاموس او نمىگنجد؛ بلكه با شتابى كه روزبهروز بيشتر و سريعتر مىشود، به سوى «خسران» و زيانبارى مىرود. اينان، «اَخسرين» هستند. اين افراد افزون بر اينكه از نفسشان پيروى مىكنند، چنان از آن فريب خوردهاند كه جهت بالا و پايين را با هم اشتباه كردهاند؛ در حالى كه رو به پايين مىروند، گمان مىكنند كه رو به بالا مىروند؛ مانند آدمى كه به دور خودش مىچرخد و سرش گيج مىرود، نمىفهمد كه به كدام سمت حركت مىكند، نمىداند كه او چرخ مىخورد يا اتاق دور سر او مىگردد!
«اَخسرين» هم، گيج شدهاند كه فريب شيطان را مىخورند. نخست نمىفهمند كه به كدامين جهت مىروند؛ بعد كارشان به جايى مىرسد كه هنگام سقوط تصور مىكنند رو به بالا مىروند![١] خيلى هم به خود مىبالند و به راه خويش ادامه مىدهند و مىگويند كه تنها ما از راهيافتگانيم: يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُون؛ ولى در حقيقت، اينان از همه گمراهترند. تمام اين بدبختىها و كجروىها، به سبب طغيان و تقصير آدمى است.
همين انسان مىتواند راه حق را بشناسد؛ البته به شرط آنكه در پى انبيا راه بيفتد[٢] و طوق بندگى خدا را به گردن بيندازد. اگر بر هواى نفس خود ـ يعنى نفس شيطانى كه سر به پايين دارد ـ پا بنهد، آنچنان اوج مىگيرد كه تمام عالم (ملك و
[١] مانند معتادانى كه مواد توهمزا استعمال مىكنند. [٢]
قطع اين مرحله بىهمرهى خضر مكن *** ظلمات است بترس از خطر گمراهى