سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٥ - در دفاع از ارزش ها
خيابان گردش مىكردم. هوا گرم بود؛ كُتم را درآوردم و به دست گرفتم. پليس اسبسوار رسيد و گفت: «كتت را بپوش!» گفتم: «براى گرمى هوا آن را درآوردهام». گفت: «اين كار (درآوردن كت)، خلاف عفت عمومى است!»
آن روز آدم از شدت گرما حق نداشت كتش را در بياورد؛ چون اين كار، ضد ارزش بود؛ اما امروز خانمها با مينىشورت، به خيابان مىآيند و خلاف عفّت عمومى نيست!
آيا امام آمد كه از اين ارزشها حمايت كند؟ چه ارزشى؟ ارزشى كه با سليقهها عوض شود و با قرائتها تغيير كند، چه حمايتى بايد از آن كند؟ يكى از آن سوى جامعه سر برآورده است و مىگويد كه قرائت من، اين است. ديگرى از آن گوشه جامعه برمىخيزد و فرياد برمىآورد كه قرائت من چيز ديگرى است. ارزش را هم، چنين تعريف كردند: ارزش؛ يعنى احترام به همه قرائتها؛ با اين وصف، چه دفاعى بكنيم و از چه دفاع بايد كرد؟
نمونه ديگرى را ذكر مىكنم. آن هم «بَرى» است كه از اين «باغِ» قرائتها و صراطها رسيده است. در يك جلسه،[١] فردى نامهاى را به من داد كه در آن «ابن ملجم» را تبرئه كرده و نوشته بود: «ابن ملجم، وقتى امير مؤمنان را مىكشت، اين كشتن را وظيفه خود مىدانست؛ اكنون ما از كجا بفهميم كه او درست مىگفت يا على؟»
پلوراليسم يعنى همين؛ يعنى ما ملاك و معيارى نداريم. ابنملجم تشخيص و قرائتش اين بود، و برداشت و تشخيص على، چيز ديگرى بود. وانگهى، ابنملجم كه تا زمان قتل امير مؤمنانـ قرآن و نماز شب هم مىخواند.
[١] جلسه، در مشهد مقدس و در تاريخ ١/٧/١٣٧٨ ش بوده است.