سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٦ - يك نكته از اين معنا (شرح يك كلمه)
با اين شرح و بيان، وقت آن است كه به اصل بحث برگرديم؛ يعنى پاسخ آن پرسش كه «با خود مبارزه كردن، يعنى چه؟»
وقتى مىگويند «با خود مبارزه كنيد»؛ يعنى مبارزه با آن نيروهايى كه سر در آخور دارند؛ جهت آنها، به سوى پايين است. نيروهايى كه انسان را در پرتگاههايى مخوف رها كردهاند؛ به گونهاى كه تا «اسفلالسافلين» سقوط كند؛ وگرنه اين «خود»، چيز ديگرى نيست كه انسان بر ضد او قيام كند.
از سوى ديگر، آن «نفسى» كه كرامتش مطلوب است و شرافتش شريف و عزتش را بايد عزيز داشت، آن «خودى» است كه رو به بالا دارد و دل به قوس صعود بسته و سر بر آستان جانان نهاده است؛ به تعبير برخى از بزرگان، يعنى «خود الاهى»؛ خودى كه خدايى شده است. آن «خودى» كه بايد با آن مبارزه كرد، خودى مىباشد كه سر به پايين شده است و نگاهش فقط به آخور طبيعت است. باز به تعبير بعضى از بزرگان، يعنى «خود حيوانى» يا «خود طبيعى»؛ بايد اين «خود» را رام و مسخر كرد.
توضيح بالا، به معناى وجود دو «خود» نيست؛ چون ما، دو «خود» نداريم؛ بلكه مجموعهاى انرژى در روح آدمى است. از سويى، بشر هم بيش از يك روح ندارد؛ ولى اين مطلب به اين وابسته است كه همين مجموعه انرژىِ نهفته در روح آدمى، سر به كجا داشته و رو به كجا نهاده باشد؛ نظر به بالا يا به پايين داشته باشد، رو به خدا برود و با خدا باشد يا رو به شيطان نهد و قرين او شود. اگر رو به خدا گرديد، اين «خود» شرافت مىيابد و اين شرافت را بايد حفظ كرد. كسى را نمىرسد و حق نداردـ كه به چنان «خودى» بىاحترامى كند. بىاحترامى كردن به چنين خودى، بىحرمتى كردن و مبارزه با خدا خواهد بود. در اين باره