سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٦ - فصل دوم
طور صحيح درك و آن را در زندگى خود اجرا كرده بود و به ديگران نيز راه به اجرا در آوردنش را مىآموخت.
به هر گوشهاى از شخصيت او بپردازيم، تنها به اندازه فهم خويش كه ظرفى محدود است، نور آن خورشيد را منعكس كردهايم و به اندازه همين روزنه كوچك، اين آفتاب بر درون ما مىتابد؛ وگرنه روشنى او به اندازهاى است كه در ظرف فهم من و شما نمىگنجد. او، آفتاب عالمتاب عظيمى بود. ذهنهاى ما، مانند روزنههاى كوچكى به سمت اين خورشيد باز مىشود و به اندازه وسع خويش، از نور او اقتباس مىكند و مُنوّر مىشود. اگر اين روزنهها را بگشاييم، از جمال منيرش بهرهمند مىشويم. جمال وجودى كه خود، پرتوى از انوار ائمه بود و خود آن حضرات(عليهم السلام)پرتوى از نور عظمت الاهى و جمال جميل بودند. ما به اين طريق، يعنى وسعت بخشيدن به روزنه معرفت امام، خداشناستر و عارفتر مىشويم.
اگر امام خمينى(قدس سره) با اين عظمتـ شاگرد كوچكى از آستان ولايت كبراى امام عصر(عليه السلام) بود و خود را خاك پاى ايشان مىدانست، ائمّه(عليهم السلام) چه مقامى داشتند و دارند! اگر آنان ـ با آن عظمتى كه براى ما قابل فهم نيست ـ بندهاى از بندگان خدا بودند كه خودشان را در مقابل عظمت الاهى هيچ مىدانستند، عظمت خداى متعال چگونه است و چگونه به وصف مىآيد!
پس در حقيقت، شناختن امام خمينى(قدس سره)، راهى براى شناختن خداست. با گذر از اين راه، عظمت ائمه معصوم دين و رسول خدا را بهتر مىشناسيم. با شناخت ايشان نيز، به عظمت الاهى پى مىبريم و بر آستان كبريائيش سر مىساييم. اكنون در پى آن شناخت متعالى، غرق تماشاى گوشههايى از شخصيت ايشان از چند بُعد مىشويم.