سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٣ - نمونه چهارم برخورد كليمى با رشدى سامرى
كه بهرهاى از اسلام نداشتند، با آن حكم مخالفت كردند و گفتند كه قرائت ما از اسلام، چنين نيست؛ اما روشن است كه عقلاى عالَم، تنها براى كسانى ارزش و اعتبار قائلند كه در حوزه معرفتى مربوط، صاحبنظر باشند و با روش صحيح تحقيقِ متناسب با آن علم اظهار نظر بكنند؛ بهويژه در مسائل ظنى دين، رأى صاحبنظران و متخصصان دينى معتبر است. نظر كسانى معتبر است كه بيش از پنجاه سال نزد اساتيدى چون مرحوم آيتالله العظمى بروجردى، امام خمينى، علاّمه طباطبايى(قدس سرهم) و مانند ايشان، درس خوانده و شاگردى كرده باشند و از تقواى در رفتار، فهم صحيح، تحقيق و استنباط برخوردار باشند و تحت تأثير هوسها و جوسازىها قرار نگيرند. در حوزه دين، نظر هر هوسباز غربزده تازه از راه رسيدهاى كه چند صباحى درسى خوانده و خود را كارشناس دين، معرفى مىكند، معتبر نيست.
در قضيّه حكم ارتداد سلمان رشدى، دو نكته ثابت شد: يكى، قاطعيت حضرت امام خمينى(رحمه الله) در حفظ ارزشها، و ديگرى، اختلافى نبودن محكمات اسلام؛ به گونهاى كه همه علما، يك صدا حكم امام را تأييد كردند كه حكم اسلام اين است و بس.
اين، گوشهاى از راهبرد حضرت امام خمينى(رحمه الله) در دفاع از ارزشها بود. او چون كوه استوار و بسان سيل، خروشان بود. از «لَومِ لائم» [سرزنش ملامت كنندگان] واهمهاى نداشت و در قطعيات اسلام، تسامح و تساهلى روا نمىداشت. قرائتش، همان قرائت رسول خدا، امير مؤمنان و ائمه اطهار(عليهم السلام) بود. به قرائت ائمه اطهار و علماى دين بىچون و چرا معتقد بود و پاى مىفشرد.