سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٩ - الف بعد علمى
يافت مىشوند كه افزون بر حفظ ميراث علمى و فرهنگى پيشينيان، نوآورىهايى هم داشتهاند كه بر غناى علمى جامعه افزودهاند. حضرت امام خمينى(قدس سره)يكى از اين نوابغ و نوادر دوران بود. ايشان علوم اسلامى را به خوبى فرا گرفته بود و با تدريس، تعلّم و تأليف،[١] آن علوم را هم ثبت و ضبط كرد و هم به شاگردانش تعليم
[١] با توجّه به مقتضاى حال، جلساتى كه حضرت استاد حفظه الحفيظـ در آنها افاضه سخن فرموده است و نيز با عنايت به اينكه دأب ايشان بر گزيدهگويى است، درباره تأليفات حضرت امام هم، به مقتضاى مخاطبان و اين دأب سخنانى بيان فرموده است؛ يعنى به نوشتههاى ايشان، اشارههايى كوتاهتر از اجمال كرده است.
ما با اجازه اين بزرگوار، اسامى تأليفات حضرت امام را در ذيل، تقديم خوانندگان مىكنيم؛ البته پنهان نمىكنيم كه بيشتر اين اسامى را از نوشتههاى حضرت آيتالله رضا استادى مد ظلهـ اقتباس و برخى را هم از مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام دريافت كردهايم. مختصر كلام را در اينجا مىآوريم و تفصيل آن را در «چهل مقاله» و «سى مقاله» مىتوان ديد؛ چه اينكه در آنجا با برخى از استادان حضرت امام، نظير مرحوم ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى، مرحوم آيت الله ميرزا محمدعلى شاهآبادى، مرحوم حاج ميرزا ابوالحسن رفيعى قزوينى، مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى، بنيانگذار حوزه علميه قم و...، نيز عدهاى از شاگردان ايشان، مانند آيتالله استاد شهيد مطهرى، آيتالله فاضل لنكرانى، آيتالله جوادى آملى، آيتالله مصباح يزدى، آيتالله جعفر سبحانى و... آشنا مىشويم.
بر اساس منابع پيشگفته، تأليفات حضرت امام، در موضوعات دهگانه عرفان، اخلاق، فلسفه، فقه استدلالى (بيست و هفت كتاب و رساله)، اصول فقه (هفت تأليف)، رجال، حكومت، امامت و روحانيت، رساله عمليه (فقه عملى) و شعر نگاشته شده است؛ البته يكى از بزرگان گفته است: حضرت امام، «هيئت» را نزد آقاى رفيعى قزوينى خواندهاند.
امام، تأليفات فقهى و اصولى را پس از تحقيق و بيش از سى دوره تدريس نوشته است. آن تأليفات عبارتند از:
[١] شرح دعاى سحر (عربى)؛ ٢. مصباح الهداية الى الخلافة والولايه؛ ٣. رساله لقاء الله (اين اثر در پايان كتاب «لقاءالله» استادش، مرحوم ملكى تبريزى چاپ شده است)؛ ٤. سرّ الصلاة (صلاة العارفين و معراج السالكين)؛ ٥. تعليقه بر شرح فصوص الحكم (عربى)؛ ٦. تعليقه بر مصباح الأُنس (عربى)؛ ٧. تعليقه بر شرح «حديث رأس الجالوت» قاضى سعيد قمى؛ ٨. حديث رأس الجالوت (عربى)؛ ٩. شرح حديث رأس الجالوت (عربى)؛ ١٠. الحاشية على الاسفار (عربى)؛ ١١. تفسير سوره حمد (فارسى)؛ ١٢. آداب الصلاه (فارسى)؛ ١٣. مبارزه با نفس: جهاد اكبر (فارسى)؛ ١٤. شرح حديث «جنود عقل و جهل: اخلاق اسلامى (يك جلد و نيم!) ١٥. اربعين: شرح اربعين (فارسى)؛ ١٦. كتاب الطهاره (چهار جلد)؛ ١٧. المكاسب المحرمه (دو جلد)؛ ١٨. كتاب البيع (پنج جلد)؛ ١٩. كتاب الخلل، الخلل فى الصلوة؛ ٢٠. رسالة فى التقيه؛ ٢١. رسالة في قاعدة من ملك؛ ٢٢. رسالةٌ فى تعيين الفجر فى الليالى المقمره؛ ٢٣. رسالة لا ضرر؛ ٢٤. رسالة الاستصحاب؛ ٢٥. رسالة فى التعادل و التراجيح؛ ٢٦. رسالة الاجتهاد والتقليد؛ ٢٧. رسالة فى الطلب والاراده؛ ٢٨. تعليقة على الكفاية الاصول: انوار الهدايه (دو جلدى)؛ ٢٩. رسالهاى در موضوع علم اصول؛ ٣٠. تعليقة على العروة الوثقى؛ ٣١. تعليقة على وسيلة النجاه؛ ٣٢. حاشيه توضيح المسائل (حاشيه بر توضيح المسائل مرحوم بروجردى)؛ ٣٣. رساله نجاة العباد (سه جلد)؛ ٣٤. حاشيه بر «ارث» مرحوم ملاهاشم خراسانى؛ ٣٥. مناسك يا دستور حج؛ ٣٦. تحرير الوسيله (دو جلد عربى)؛ ٣٧. زبدة الكلام؛ ٣٨. توضيح المسائل؛ ٣٩. ملحقات توضيح المسائل؛ ٤٠. استفتائات (دو جلد)؛ ٤١. حكومت اسلامى: ولايت فقيه؛ ٤٢. كشف الاسرار؛ ٤٣. حجيّت خبر اصحاب الاصول و الكتب (رسالهاى در رجال)؛ ٤٤. ديوان شعر؛ ٤٥. تصحيح جلد «غدير» عبقات الانوار؛ ٤٦. نيل الاوطار (تقرير درس امام)؛ ٤٧. رسالهاى در بعضى مسائل مشكله؛ ٤٨. تهذيب الاصول (يك دوره اصول، تقرير درس او به قلم آيتالله سبحانى)؛ ٤٩. لُب الاثر: رسالة فى الطلب والارادة والجبر والتفويض (به همان قلم)؛ ٥٠. سبوى عشق (شعر)؛ ٥١. باده عشق (اشعار عرفانى)؛ ٥٢. ره عشق (نامه عرفانى)؛ ٥٣. كتاب البيع (تقرير درس ايشان به قلم آقاى قديرى)؛ ٥٤. وصيتنامه سياسى ـ الاهى؛ ٥٥. صحيفه امام: صحيفه نور (بيست و دو جلد؛ اعلاميهها، گفتار، حكمها، سخنرانىها و...)؛ ٥٦. تقريرات فلسفه امام (سه جلدى)؛ ٥٧. آواى توحيد؛ ٥٨. منشور روحانيت؛ ٥٩. محرم راز(شعر)؛ ٦٠. نقطه عطف (شعر)؛ ٦١. بدايع الدرر فى قاعدة نفى الضرر؛ ٦٢. لمحات الاصول؛ ٦٣. مناهج الوصول الى علم الاصول (دو جلدى).
مخفى نماند كه، حضرت امام(قدس سره) چون سبك استنباط و بحث و تحقيق مرحوم بروجردى(رحمه الله)را پسنديده بود، بر همان سبك و سياق و پايه و اساس، عمل مىكرد؛ مرحوم بروجردى بر نقل قولها، تكيه نمىكرد؛ بلكه خود به كتابها و منابع و روايات و سند آنها مراجعه كرده و تتبع و تحقيق مىكرد؛ امام نيز، اين سبك را پسنديد و به كار بست.