سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره)
(١)
مقدمه گردآورنده
٩ ص
(٢)
فصل اول
١٣ ص
(٣)
كليّات
١٣ ص
(٤)
كليات
١٥ ص
(٥)
1 اشاره به دو نظريه جامعه شناسى، مبنى بر اين كه آيا نوابغ و قهرمانان، جامعه و تاريخ را مى سازند يا برعكس؟
١٥ ص
(٦)
2 نظريه اسلام در اين مسأله و نارسايى آن دو نظريه
١٦ ص
(٧)
سرآمدِ نوابغ تاريخ (پيامبر خاتم) نيز، به تنهايى جامعه و تاريخ را نساخت
١٩ ص
(٨)
3 بنيان گذارِ « بزرگداشت ها»
٢٢ ص
(٩)
5 علت « بزرگداشت» حضرت نوح در قرآن
٢٤ ص
(١٠)
7 روش قرآن براى « زنده نگاه داشتن» ياد ديگران
٢٥ ص
(١١)
10 هدف از « بزرگداشت ها و مراسم عزادارى» چيست؟
٣٢ ص
(١٢)
11 وصيت نامه امام كجا و نشريه هاى دگرانديش كجا؟!
٣٤ ص
(١٣)
14 چكيده سخن
٣٩ ص
(١٤)
فصل دوم
٤١ ص
(١٥)
الف بعد علمى
٤٧ ص
(١٦)
ابتكار امام در علوم چهارگانه
٥١ ص
(١٧)
مكتب فلسفى امام
٥٣ ص
(١٨)
بزرگ ترين استاد حوزه
٥٤ ص
(١٩)
ب بُعد عرفانى ـ اخلاقى
٥٥ ص
(٢٠)
چاپ رساله، با اجبار شاگردان
٥٨ ص
(٢١)
يك نكته از اين معنا (شرح يك كلمه)
٦٥ ص
(٢٢)
جمله و نماز پايانى
٨٥ ص
(٢٣)
ج بُعد سياسى ـ اجتماعى
٨٨ ص
(٢٤)
درك موقعيت و كياست سياسى
٨٩ ص
(٢٥)
درس امام را تعطيل كردند
٩٤ ص
(٢٦)
تشكيل هيئت هاى مؤتلفه به دستور امام
٩٩ ص
(٢٧)
تشكيل « هيئت مدرسين» به دست اصحاب امام
١٠٠ ص
(٢٨)
تبعيد امام و تعقيب ياران
١٠٤ ص
(٢٩)
امام و دغدغه حوزه و دانشگاه
١١٠ ص
(٣٠)
امام و مؤسسه در راه حق
١١١ ص
(٣١)
د بعد مديريت و رهبرى
١١٦ ص
(٣٢)
فصل سوم
١٢٥ ص
(٣٣)
دليل برترى آراى تربيتى امام بر نظر ديگر مصلحان و مربيان جهان
١٢٧ ص
(٣٤)
امام و احياى ابعاد فراموش شده اسلام
١٣٠ ص
(٣٥)
علت فراموش شدن آراى تربيتى اسلام
١٣١ ص
(٣٦)
امام و به جلوه آوردن مذهب جعفرى
١٤٢ ص
(٣٧)
امام و كشف هويت متدينان؛ اعتراف بزرگان غرب تا سران شرق
١٤٧ ص
(٣٨)
اعتراف رئيس جمهور اتريش
١٥٠ ص
(٣٩)
اعتراف اُسقف هاى مسيحى
١٥٠ ص
(٤٠)
اعتراف رئيس جمهور شوروى سابق
١٥١ ص
(٤١)
حوادث تاريخ، قابل تكرار است
١٥٣ ص
(٤٢)
گوساله پرستى مدرن و نطفه و نقطه شروع آن
١٥٨ ص
(٤٣)
تهاجم فرهنگى و غارت ارزش ها
١٦١ ص
(٤٤)
راه جلوگيرى از اين تهاجم و غارت (از جهاد نبوى و حسينى تا قيام خمينى)
١٦٢ ص
(٤٥)
فصل چهارم
١٦٧ ص
(٤٦)
در دفاع از ارزش ها
١٦٩ ص
(٤٧)
ملاك خطا و صواب در قضاياى ارزشى چيست؟
١٨١ ص
(٤٨)
تمايز قرائت هاى مختلف با اختلاف فتاوا
١٨٨ ص
(٤٩)
يك شبهه و جواب آن
١٨٦ ص
(٥٠)
1 علوم ثابت و تغيير ناپذير
١٩٠ ص
(٥١)
2 شناخت هاى عادىِ تغييرپذير
١٩١ ص
(٥٢)
راهبرد امام خمينى، در دفاع از ارزش ها چه بود؟
١٩٤ ص
(٥٣)
راهبرد قرآن در حفظ ارزش ها (نه سازش، نه تسليم)
١٩٤ ص
(٥٤)
راهبرد ابراهيمى
١٩٦ ص
(٥٥)
راهبرد علوى
١٩٧ ص
(٥٦)
چكيده سخن
١٩٩ ص
(٥٧)
چند نمونه از برخوردهاى امام خمينى در دفاع از ارزش ها
١٩٩ ص
(٥٨)
نمونه اوّل امام و حكم منكران قصاص (از امروز مرتدند و )
١٩٩ ص
(٥٩)
نمونه دوم تذكر به صدا و سيما، براى پخش يك مصاحبه
٢٠٠ ص
(٦٠)
نمونه سوم جمهورى اسلامى، نه يك كلمه بيش و نه يك كلمه كم
٢٠٠ ص
(٦١)
نمونه چهارم برخورد كليمى با رشدى سامرى
٢٠١ ص
(٦٢)
فصل پنجم
٢٠٥ ص
(٦٣)
اهداف و آرمان هاى حضرت امام خمينى
٢٠٥ ص
(٦٤)
1 تشكيل حكومت اسلامى
٢٠٧ ص
(٦٥)
2 حمايت از محرومان و قشر آسيب پذير
٢٠٨ ص
(٦٦)
3 حفظ وحدت ميان اقشار جامعه ايران
٢٠٩ ص
(٦٧)
4 ايجاد روح همبستگى و اتحاد ميان مسلمانان جهان
٢٠٩ ص
(٦٨)
5 تحقير و تضعيف استعمارگران و جهانخواران
٢١٠ ص
(٦٩)
6 كَندن غده سرطانى (اسرائيل) از قلب جهان اسلام
٢١٠ ص
(٧٠)
7 مبارزه با طاغوت هايى كه به نام اسلام، حكومت مى كنند
٢١١ ص
(٧١)
8 هدايت انسان به جايگاه اصلى و گمشده واقعى اش (قرب الاهى و سعادت جاويد)
٢١١ ص
(٧٢)
9 آشنايى جوامع جهانى با معارف اصلى شيعه (هدف فراكشورى)
٢١٢ ص
(٧٣)
چكيده سخن
٢١٣ ص
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص

سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٧ - جمله و نماز پايانى

حركات، درس‌ها و بحث‌ها، معاشرت‌ها و منش‌هاى او بودم. با اين وصف، هرگز در زندگى او، لحظه‌اى را به ياد ندارم كه ايشان به فكر منافع دنيوى خود باشد؛ درباره چيزى فكر بكند يا مطلبى بگويد يا نكته‌اى بنويسد كه انگيزه‌اش ‌از اين گفتن و شنيدن و نوشتن‌ـ جلب منفعت دنيوى براى خويش باشد. گويا كه در مغز اين مرد، جز اطاعت خدا و خدمت به بندگان خدا، چيز ديگرى نمى‌گذشت. من جز اطاعت حق و خدمت به خلق، چيز ديگرى از اين مرد سراغ ندارم. او درياى متلاطمى بود؛ ولى آرام و بى‌كرانه![١]

 


[١] شاگردان شاهد او مى‌دانند؛ اما براى اطلاع ديگران و نيز در ادامه سخن حضرت استاد ‌مد ظلّه العالى‌ـ مطلب ذيل را به نقل از مؤلف محترم، چهل مقاله، آيت الله رضا استادى كه يكى از شاگردان قديمى امام است، مى‌آوريم. او مى‌گويد: «صبحگاهى كه در آغاز نهضت، دشمن بى‌دين، امام را با يك دنيا شتاب و وحشت با ماشين به تهران مى‌برد، با ساعاتى كه پس از پانزده سال تبعيد با هواپيما به ايران برگشت، در حالش هيچ تفاوتى نداشت. فرمود: «آن‌جا آن‌ها ترسيدند و من نترسيدم» و اين‌جا هم، شب، نافله خود را خواند و قدرى استراحت نمود».

وضويى كه در بيابان‌هاى بين كويت و عراق گرفت و تصويرش موجود است كه همراه چند نفر از شيفتگانش نماز خواند، با نمازى كه در جماران خواند و چند نفر از رؤساى جمهور و سران كشورها مأموم او بودند و يا نماز آخرش در بيمارستان، يكسان بود؛ مانند ساير نمازها اين‌جا، اين نكته را مخفى نگذاريم كه به‌تازگى، يك سى‌دى به نام «مستر...» ايران، به عنوان «طنز» به بازار آمده است كه گذشته از ديگر سخنانش، به امام هم تعريضى زده است و ـ به اين بهانه، دانسته يا ندانسته، به مراجع بزرگ نيز تعريض زده ـ يك نماز بىوضو را در مسير تبعيد به امام مى‌چسباند و مى‌گويد: «اين‌گونه نيست كه اين‌ها مى‌گويند. آن يك نماز بىوضو، به درد امام خورد!» اين تهمت است. امام نماز بىوضو نخواند؛ تصويرش هست كه وضو گرفته است.

قيافه او، روزى كه در فيضيه بر ضد شاه صحبت مى‌كرد، با قيافه‌اش در بهشت زهرا ‌در ميان آن همه جمعيت‌ـ با قيافه‌اش در كلاس درس مسجد سلماسى قم و مسجد شيخ انصارى نجف، يكى بود.