سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦ - ١١ وصيت نامه امام كجا و نشريه هاى دگرانديش كجا؟!
آمده بود. ملت مسلمان را دعوت مىكردند كه در مقابل لايحه قصاص راهپيمايى كنند. مىدانيد يعنى چه؟ يعنى در مقابل نص قرآن راهپيمايى كنند! شما را به قيام، استقامت و راهپيمايى در مقابل نص قرآن كريم! دعوت مىكنند...
لايحه قصاص، از مسائل قرآن است. مردم در مقابل احكام ضرورى اسلام قيام كنند! افرادى كه از بعضى جبههها بودند، تكليفشان معلوم است. از ابتدا هم مسأله اسلام، نزد آنها مطرح نبوده است. آنچه مطرح بوده است اگر راست بگويندـ ملىگرايى بوده است و من در اين هم شك دارم؛ زيرا افرادى كه سردسته اينها بودند و به ملىگرايى معروف بودند[١]، ديديم كه بر ضد ملت قيام كردند. اكنون هم در خارج هستند و دعوت مىكنند كه قدرتها بر ضد اين ملت فعاليت كنند. اين قدرتهاى بزرگ نيز، همه نوع نيرويى دارند. ملى، مذهبى و حتى معمم هم دارند!
من بايد متأسف باشم! من بايد بسيار متأسف باشم كه در يك كشور اسلامى، اينگونه در برابر ديدگان مسلمانان، بر قرآن و اسلام سبّ[٢] شود و فلان مقام هم تأييد و دعوت به شورش كند؛ در مقابل چه؟ در مقابل نص قرآن؟!
افرادى كه در اين راهپيمايى مىخواهند شركت كنند يا اظهار كردند كه شركت كنند يا اين شركت را تأييد كردند يا مردم را به اين شركت دعوت كردند، نمىدانند كه محتواى اين معنا چيست. واى به حال ملتى كه ملىهايش اين باشند، و متدينينش هم كه اظهار تدين مىكنند، آن باشند، و سرانشان هم اين!
«جبهه ملى» تكليفشان معلوم است؛ زيرا به صراحت بر ضد اسلام قيام كرد. اينكه مىگويند، حكم خدا و اسلام «غير انسانى» است، چنين افرادى كافرند؛ اينها مرتدند. «جبهه ملى» از امروز به ارتداد محكوم است.
[١] منظور، «شاپور بختيار» آخرين نخست وزير رژيم پهلوى است. [٢] سبّ: دشنام، بدگويى.